وابستگی نسل Z به اینترنت جهانی | توحیدلو: محدود کردن اینترنت، خشم «نسلِ فضای مجازی» را بیشتر میکند
به گزارش اقتصادنیوز، زمزمه های بازگشت اینترنت بین الملل شنیده می شود، خصوصا بعد از اظهارات رئیس جمهور در جلسه هیات دولت مبنی بر توصیه به شورایعالی امنیت ملی برای رفع سریعتر محدودیت ها.
یک نماینده مجلس نیز مدعی شده اتصال به اینترنت جهانی طی امروز یا فردا برقرار می شود.
اقتصادنیوز: 6 روز است که ایرانیان دستشان از دنیای اینترنت جهانی کوتاه شده و به هیچ اطلاعاتی از خارج از ایران دسترسی ندارند، با قطع اینترنت جهانی از ساعت 8 پنج شنبه 18 دی بسیاری از کسبوکارها خوابیده، بسیاری از عزیزانشان بی خبرند، مدارس و دانشگاهها معلقاند و آنطور که شهروندان میگویند هیچ تصویر روشنی از فردای خودشان ندارند.
اما قطع اینترنت چه پیامدهایی داشته و ادامه دار شدن آن چه تبعاتی خواهد داشت؟ پیامدهای قطع اینترنت بر نسل Z یا همان نسل فضای مجازی چه خواهد بود؟ و ...
سمیه توحیدلو، جامعه شناس از پیامدهای چنین تغییراتی در جامعه می گوید، از اینکه اینترنت ملی یا طبقاتی چطور میتواند خودش ابزاری برای تولید خشم شود.
مشورح گفتگوی سمیه توحیدلو، جامعه شناس را در اقتصادنیوز بخوانید.
****
*خانم توحیدلو! نسل Z طی ماه های اخیر حوادث مختلفی را تجربه کرده است، هم جنگ را تجربه کرده است هم قطعی اینترنت هم اعتراضات و بی ثباتی اقتصادی، این اتفاقات چه پیامدهایی برای این نسل دارد؟
دسترسی به مدلهای مختلف ارتباطات و اطلاعرسانی یکی از حقوق شهروندی مردم است. جدای از اینکه مردم و به خصوص نسل زد چه قدر به آن وابستگی دارند یا ندارند باید بدانیم در هر صورت این حق طبیعی افراد بوده و هست، بنابر این بخشی از حق شهروندی افراد گرفته شده است.
زیست مردم به اینترنت بینالملل گره خورده است نمیتوانند به عقب بازگردند
طبیعتا فضای اینترنت، شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و ... دورههای ارتباطی را به قبل و بعد خودش تقسیم میکند و مردم مدل زیست، زندگی، کسب علم، آموزش و حتی کسب و کار خودشان را مطابق با آن میچینند و اساسا بازگشت به عقب در چنین فضایی شدنی نیست. نه اینکه بگوییم سخت است بلکه شدنی نیست.
شما تصور کنید یک پژوهشگر در فضای بینالمللی کتابی بینالمللی را میخواند و پژوهش می کند یا از هوش مصنوعی در زمینههای بسیار زیادی کمک میگیرند اینها امکان برگشت به عقب را ندارند، آیا دارند؟
این موضوع درباره اخبار هم صدق میکند آن تکثر و چند صدایی شبکههای اجتماعی و رسانهها وجود داشته است ناگهان نمیتوان آن را بست و پیامدهایش را نیز نادیده گرفت چون چند چیز تغییر کرده است؛ در ابتدا فضای افراد را به تعلیق میبرد هر چه قدر هم این تعلیق طولانی تر باشد آن فضای کلی از نگاه مردم به حالت عادی بر نمیگردد. هرچه قدر هم که حاکمیت بگوید شهر در امن و امان است شهروند پذیرا نیست چون زمانی این پذیرش شکل میگیرد که همه چیز به شرایط قبل و عادی برگردد.
نسلی که به خیابان آمده است نسل فضای مجازی است، محدود کردن خشم او را بیشتر میکند
نکته دوم این است که شرایط شکل گرفته در جامعه شرایط ناشی از بروز تحقیر و خشم است یعنی هرچه قدر ما مدام درباره اعتراضات بگوییم همه چیز اغتشاش بوده، همه تروریست بودند و ... که البته این فضا را هم انکار نمیکنم، اما بدنه بزرگی از جمعیت جوانان و نوجوانان ما هستند که از سر خشم و بعضا از سر نفرت آمدهاند و لحظاتی را خلق می کنند، پس طبیعتا وقتی فضای حکمرانی بخواهد این خشم فروکش کند حتما حتما و باید آگاه باشد خاموش کردن این خشم با بستن فضای اینترنت بین الملل نیست چرا که این نسلی که در خیابان است نسل فضای مجازی است گرفتن آنها و محروم تر کردن آنها آتش خشم شان را بیشتر می کند.
از طرفی با توجه به زیر ساختهای ایران نه مطلوب است و نه شدنی است که اینترنت ملی را جایگزین کنیم بنابراین تا زمانی که این فضای بسته بودن وجود دارد هم تصویری که رسانههای رسمی در حال ساختنش هستند که همه چیز امن شده است اتفاق نمیافتد، هم پاسخ به مطالبات گروه معترضان اتفاق نمیافتد و اساسا باز هم بر آتش اعتراضاتی که شروع کننده آن مردم بودند میافزاید و بعید نیست ادامه این شرایط به سرعت دوباره خشم افراد را به سمت مسئله جدیدی ببرد.
در فضای محدودیت خبری، رادیکال ترین روایت ها از هرطرف مورد پذیرش افراد قرار میگیرد
موضوع دیگر هم بحث روایتهاست که باید به آن اشاره کنم هرچه قدر حاکمیت فکر کند که باید اینترنتها را ببندد و تک روایی خودش را در برابر دیگر روایتها بگذارد نتیجه عکس میدهد این تک گویی اجازه نمی دهد که افرادی که معقول هستند و از بدنه روایتها هستند اما صدای دیگری دارند به روایت متکثر افزوده شود و شنیده شود.
در نتیجه فضا خود به خود به این سمت می رود که رادیکالترین روایتها از هردو طرف مورد پذیرش افراد قرار می گیرد و فضای همدلی شکل نمی گیرد چون جامعه ما نسبتا دو قطبی است و به راحتی امکان هرگونه درگیری درون شهری برایش وجود دارد و اگر روایتهای معقول و متکثر شنیده نشود و و فقط بر دوقطب اصرار شود باز هم خشم میآفریند. بنابراین با هر منطقی چه از منطق آرامش چه از منطق پاسخگویی به افراد یا روایتسازی و حقوق شهروندی؛ ماندن در این فضای بیخبری و قطعی معقول، مطلوب و شدنی نیست.
*افراد تحصیل کرده و همچنین نوجوانان و جوانان این روزها بین در وطن ماندن و نماندن دچار تعلیق شدهاند، آنها سیگنالهای اقتصادی و اجتماعی ناامنی را دریافت میکنند، از نگاه شما این فضا چه پیامدی را برایشان رقم میزند و درنهایت چه قدر ممکن است موج جدیدی از مهاجرتها را به وجود بیاورد؟
راستش را بخواهید مهاجرت فقط یکی از موارد است، من امروز دانشگاه بودم و پیامهایی که از دانشجویان و اساتید میگرفتم اینطور بود که اگر شرایط اینگونه باشد مهاجرت هم نکنیم برای دانلود کردن یک کتاب باید برویم به کشور همسایه؟!!که نهایت مقاله بنویسیم یا پژوهشی بکنیم! وضعیت خیلی بدتر از این حرفهاست.
دیدیم که زیر ساخت ملی ما قدرت یک جستجوی ساده را ندارد
اگر اینترنت بینالملل قطع بماند نه تولید علم اتفاق می افتد، نه تولید پول شکل می گیرد، بخشی از درآمد افراد در همین فضای دیجیتال تولید میشود اینکه میگویم سبک زندگیها هم تغییر کرده است منظور همین است چه آن کسی که خریدار فضای آنلاین است چه فردی که پژوهشگر و مطالعه کننده است چه کسی که کسب و کاری وارد این فضا کرده و... همه در حال استفاده از این فضا هستند و ما زیرساخت ملی نداریم، و دیدیم که زیر ساخت ملی ما قدرت یک جستجوی ساده را ندارد.
بنابر این به نظر میآید با باقی ماندن فضای بیآیندگی مشخصا فضای مهاجرت هم پررنگ شود. ما با بستن فضای دور خودمان و کرهشمالی کردن خودمان نمیتوانیم رشد کنیم، فضای ایران، ماهیت فرهنگی ایران و روابط آن هم این اجازه را نمیدهد، شما به تاریخ ایران نگاه کنید ایران کرهشمالی نبوده است در جاده ابریشم بوده است.
ایران به هیچ وجه منطقه بستهای نبوده و در تمام زمانها با جهان در ارتباط بوده است مردم آن نیز همینطور بوده اند.محیط بسته برای چنین زمانی نیست که بین 6 تا 12 میلیون ایرانی در کشورهای مختلف داشته باشیم و نیمی از ادمها افرادی را در خارج از وطن داشته باشند و این تعامل را نیاز داشته باشند. مابه همه این تعاملها از تعامل اقتصادی تا فرهنگی و خانوادگی و ... نیاز داریم و همه این ها در این چند روز از مردم سلب شده است.
خودمان مردم را برای رفع دلواپسیشان با فضای ماهوارهها درگیر کردیم
در فضای دلواپسی این روزها کسانی که حتی درگیر ماهوارهها نبودند را با این اقدام درگیر ماهوارهها کردیم، من بسیاری از افراد را دیدیم که صرفا به خاطر بستهبودن فضا فکر میکردند که حتما باید روایت ماهواره و رسانههای خارجی را بشنوند. به نظرم تنها راه برگشتن به فضای آرامش باز شدن اینترنتبینالملل است.
بزرگترین مطالبه ما رفع فیلتر بود اما همان اینترنت نیمهکارمان هم قطع شود؟
ما بزرگترین مطالبه و تغییری که از دولت چهاردهم داشتیم رفع فیلترینگ بود، نه تنها رفع فیلتر نشد که همان اینترنت نیمه نیمه هم قطع شده است! تا جایی که مطلع هستم بعد از جنگ دوازده روزه آمارهای جدیدی گرفته شد در تمام نظرسنجیهایی که انجام شد فارغ از اینکه مطالبات اقتصادی برای مردم ما مهم است، مهمترین خواسته مردم در هر طبقه جامعه و هر مدلی خواسته داشتن اینترنت ازاد بوده است. وقتی ما در چنین فضایی هستیم و میدانیم مهمترین مطالبه اجتماعی همین است نپرداختن به آن خشم میسازد.
*آنطور که در خبرها گفته شده ممکن است بازگشت اینترنت بینالملل با نگاه فازبندی و طبقهبندی شده به اقشار و افراد یا کسب و کارها داده شود، نظر شما درباره چنین نحوه بازگشتی چیست و از نگاه شما اجرای آن چه آسیبی خواهد داشت؟
حدودا ماه گذشته بود که ماجرای سیمکارتهای سفید خشم مردم را برانگیخت. طبقاتیکردن اینترنت اساسا باز هم تولید کننده خشم است چون احساس کرامت و احساس تبعیض و بیعدالتی بیش از هر چیزی باعث تحرکات خشمگینانه در جامعه شده است.
به تاریخ نگاه کنید، درتاریخ ما نه برای گرسنگی که برای نبود کرامت انسانی است که مردم معترض میشوند و شعار میدهند. در مورد شورشهای نان هم همین گفته میشود. اینترنت طبقاتی نیز بیشتر تبعیضزا خواهد بود. قطعا اینترنت طبقاتی خشم زیادی را متوجه خودش میکند و این خشم اینبار فقط به سمت حاکمیت نیست. سویه خشم به سمت هموطنان هم میرود.
مهمترین کاری که یک حاکمیت در شرایط فعلی میتواند انجام دهد اول آرام کردن فضا، دوم پاسخگویی و کاستن خشم و در مرحله سوم ایجاد تغییرات در سطوحی که مطالبه شده است.
بهترین راه حل بازگشت اینترنت آزاد است
بهترین راه حل ما بازگشت اینترنت آزاد است، اما جماعتی هستند که نفعشان در شنیده نشدن صداها است جماعت اندک ولی پرقدرت و تصمیم گیر و اثرگذار.
اما فشار اجتماعی جلوی آنها را خواهد گرفت، همین حالا که ارتباط و راه ارتباطی چندان زیادی بین آدمها نیست کارزار بازگشت اینترنت بینالملل را نگاه کردم و تا پیش از شروع مصاحبه حدود 87 هزار نفر در آن شرکت کردهاند در شرایطی که کسی نمیتواند دیگری را مطلع یا ترغیب کند. این عدد نشان میدهد که چه قدر مردم ما پیگیر هستند که به زیست خودشان، زندگیشان و روزمرهشان برگردند.
ارسال نظر