آخرین اخبار سیاست ارزی

  • اقتصاد سیاسی نرخ ارز، شاخه‌ای از علم است که تحولات قیمتی ارز را با توجه به شکل توزیعی ناشی از آن و منافع گروه‌های خاص تشریح می‌کند. به‌طوری انکارناپذیر، نوسانات قیمتی ارز به‌‌ویژه در بازه‌های کوتاه‌مدت با این دید و با تحلیل اراده بازیگران بازار ارز ایران قابل تبیین است. انتخاب سیاستی برای نرخ ارز بیش از همه دارای دو بعد است: اول انتخاب میان نظام قفل شده یا منعطف و دوم تقویت یا تضعیف.

  • برخلاف تصور رایجی که وجود دارد، نظام ارزی قفل شده (Peg) یا اصطلاحا نرخ ارز ثابت، از نظام ارزی شناور، بی‌ثبات‌تر است. چرا؟ وقتی سیاست‌گذار نرخ ارز را به یک سطح اسمی یا حتی واقعی قفل می‌کند، مردم همگی می‌دانند که این سطح دیر یا زود از دست می‌رود. مساله فقط به‌طور قطع زمان است و از دست رفتن آن. از همین رو آنان آماده‌اند تا هر شانسی را برای از دست رفتن سطح قفل شده آزمون کنند.

  • گزارش امروز «دنیای اقتصاد» در مورد سفر ایرانیان به ترکیه، هشداری برای سیاست ارزی ماست. این گزارش نشان می‌دهد چگونه قیمت ارز عامل اصلی روند سفر ایرانیان به ترکیه بوده است که در ۶ ماه نخست سال ۲۰۱۷ به بیش از یک‌میلیون نفر رسیده است. در طول زمانی که ما قیمت اسمی ارز را ثابت نگه داشتیم و در نتیجه هر سال ارزش پول ملی را تقویت کردیم، دروازه ورود به ترکیه را بازتر و بازتر کردیم.

  • چهاردهمین معاون ارزی بانک مرکزی به شکل رسمی معرفی شد. بانک مرکزی، انتصاب سید احمد عراقچی را در سمت معاون ارزی بانک مرکزی تایید کرد. در حکم ولی‌الله سیف، رئیس‌کل بانک مرکزی درباره این انتصاب عنوان شده است: «امید است با اتکا به خداوند متعال و استفاده از تجربیات ارزنده خود در انجام وظایف محوله و پیشبرد اهداف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران موفق باشید.» این دومین معاون ارزی در دوره رئیس‌کلی سیف است.

  • برای دهه‌های متوالی سیاست‌گذاری ارزی نامعلوم، هدفش نامشخص، تصمیم‌گیرندگان اصلی آن ناپیدا و به‌طور مستمر بر ضد تولید، اشتغال و رفاه عمومی بوده است. این وضعیت باید در دولت دوم آقای روحانی تغییر کند و به‌نظر می‌رسد می‌توان به انجام آن امیدوار بود. یکی از مشکلات اصلی که باعث شده، ناظران بتوانند مدعی فقدان سیاست‌گذاری بهینه ارزی شوند، سیطره سیاست پولی بر سیاست ارزی است.

  • صادرات مبتنی‌‌بر منابع زیرزمینی که عملا نرخ ارز اثر چندانی بر آن ندارد و خیل عظیم مصرف‌کنندگانی که به قدرت خرید خود می‌نگرند، باعث شده در بستر اقتصاد سیاسی توازن به سمت تقویت بیش از حد ریال باشد. این امر در دیگر کشورها لزوما به این شکل نیست، به‌خصوص کشورهایی که صادرات متنوعی دارند لابی قدرتمندی برای تضعیف پول ملی دارند که در نهایت موجب شده رشد اقتصادی بالاتری را از کانال نرخ ارز تجربه کنند.

  • اقتصاد ایران با پدیده‌ای روبه‌رو است که می‌توان گفت تا حدودی منحصربه‌فرد است. ما به‌طور سنتی به‌دلیل جریان رایج در بازارهای جهانی، فروش نفت خام خود را به دلار انجام می‌دهیم. البته اگرچه دریافت درآمد اغلب به شکل یورو است، اما در اینجا تبدیلی به این نحو صورت می‌گیرد که مثلا یک بشکه نفت خام را به نرخ ۵۰ دلار به مشتری می‌فروشیم و سپس این ۵۰ دلار با نرخ روز بازار به یورو به حساب‌های ما واریز می‌شود.

  • در ۲۰ سال گذشته، مجموع تورم محقق شده در چین حدود ۴۵درصد بوده است. در ۲۰ سال گذشته، مجموع تورم محقق شده ایران قریب ۲۴۰۰درصد بوده! به‌همین دلیل ساده است که سیاست ارزی مناسب برای چین، سیاست ارزی درستی برای ایران نیست. آن سیاست ارزی که دولت ایران پشت نام «شناور مدیریت شده» پنهان می‌کند و بر اثر بخشی‌اش چین را گواه می‌گیرد، تنها کارکرد مفیدش کسب رای انتخاباتی بوده است.

  • نوسان ارزی ایجاد شده طی هفته‌های اخیر موجب شده محوریت بیشتر جلسات و محافل مختلف اقتصادی به این موضوع اختصاص یابد. در این راستا سیاست‌های مختلفی از سوی بازارساز در پیش گرفته شده است. ابراهیم بهادرانی، مشاور اتاق بازرگانی تهران نیز در جلسه اخیر کمیسیون تسهیل تجارت و توسعه صادرات اتاق تهران با ارائه گزارشی، ضمن بررسی بازار ارز ایران به تحلیل دو نظریه درباره تعیین نرخ ارز می‌پردازد

  • رئیس صندوق ضمانت صادرات ایران با بیان اینکه، سفره ی مردم با افزایش قیمت ارز کوچک نمی‌شود، گفت: دلار طی یک سال اخیر با افزایش قیمت ۱۲ درصدی در سطح جهان روبه رو بوده است.