صدای گمشده «زنانِ کارگر» در شلوغی شهر | هم امنیت شغلی پایین است هم حقوق دریافتی ناچیز | اعتراض کنید، اخراج می شوید
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، حقوق پایین و نابرابری جنسیتی، داستانی تلخ از استثمار در شهرستانهاست. با وجود صحبت از حداقل حقوق وزارت کار، بسیاری از کارگران حقوقی بین ۱۰ تا ۱۱ میلیون تومان دریافت میکنند، در حالی که زنان در مشاغلی مانند بستهبندی و فروشندگی، با حقوقهای ناچیز و بدون امنیت شغلی، به سر میبرند.
حقوق؛ چیزی در حد هیچ
وقتی میگویم حقوق کارگران کم است، اغلب تصور میشود منظور حقوق پایه وزارت کار (۱۵ میلیون تومان) است اما حقوق بسیاری از شاغلان، بسیار پایینتر است و در نهایت به ۱۰ تا ۱۱ میلیون تومان میرسد. در شهرهای کوچک و حاشیهای مانند سنندج، حقوق کارگران (به جز کارخانههای بزرگ) پایینتر از حد و حدود قانونیست، چیزی در حد هیچ....
این ستم مزدی وقتی به زنان کارگر میرسیم، تشدید میشود. زنان در شهری مانندِ سنندج، به دلیل کمبود فرصتهای شغلی مناسب و عدم توسعه صنایع، مجبور به پذیرش حقوقهای پایین و بسیار ناچیز هستند. این زنان در گمنامی به سر میبرند، اما در عین حال، با تلاش سخت خود، بخشهایی از چرخهای تولید شهر را به حرکت در میآورند.
در مراکز صنعتی و بازار، معمولاً زنان در بخشهایی مانند بستهبندی یا فروشندگی مشغول به کار هستند. این کارها، با وجود سختی و فشار کاری زیاد، اغلب فاقد مهارتآموزی یا ارتقای شغلی هستند و در گذر زمان به فرسودگی جسمی منجر میشوند. با این حال، به دلیل بیکاری گسترده، کارفرمایان گویا به کارگر «لطف» میکنند و خود را در نقش حامی یا ناجی نشان میدهند.
اعتراض کنید، اخراج می شوید
شریفه، کارگر یک تولیدی لباس در سنندج، میگوید: ما حدود ۵۰ زن در این تولیدی هستیم که حقوقمان بین ۹ تا ۱۳ میلیون تومان متغیر است. بسیاری از ما خیاط هستیم و با وجود کار مداوم و نیازمند مهارت، حقوقی کمتر از قانون کار دریافت میکنیم. ما از ساعت ۷ صبح تا ۵ بعد از ظهر کار میکنیم و ماهیانه ۹ میلیون تومان حقوق میگیریم. اعتراض ما با اخراج و جایگزینی نیروهای تازهکار به نفع کارفرما خاتمه می یابد.
پس از گفتگو با شریفه، به سراغ زنان کارگر شاغل در فروشگاهها و مغازهها رفتیم. این دسته از زنان، که معمولاً در سمتهای فروشندگی یا صندوقداری مشغول به کار هستند، از امنیت شغلی پایینتری نسبت به سایر کارگران برخوردارند و حقوق دریافتیشان اغلب بسیار ناچیز است. حجم کاری سنگین نیز از دیگر چالشهای پیش روی این زنان است.
سمیه، کارگر یک شیرینیفروشی معتبر شهر، در مورد شرایط خود توضیح میدهد: من دو روز در هفته دو شیفت و بقیه روزها شیفت عصر یا شب کار میکنم. یک روز در هفته نیز تعطیل هستم. با این حجم کاری و فعالیت بیوقفه در تمام مناسبتها بدون دریافت اضافه کار، حقوق ماهیانه من ۹ تا ۱۰ میلیون تومان است. اعتراض نیز متاسفانه با اخراج و بیکار شدن همراه است.
صداهای گم شده در شلوغی شهر
این درد دلها، تنها داستان دو زن زحمتکش نیست. بسیاری از زنان، صدایشان در میان شلوغیهای شهرها گم شده و به دلیل ترس از سرکوب و فقر مطلق، مجبور به سکوت میشوند. در بسیاری از شهرهای دور و نزدیک، کوچک و بزرگ، زنان نه تنها به اندازه مردان استثمار میشوند، بلکه بیشتر از آنها هم مورد ظلم قرار میگیرند.
زنان کارگر صدایی ندارند، در این همهمه، صداهای فروخوردهشان شنیده نمیشود، آنها از این شرایط ناراضی اند...
ارسال نظر