نیما نامداری، کارشناس حوزه کسب‌و‌کار دیجیتال:

دوراهی همیشگی؛ رشد اقتصادی یا امنیت | ضربه سنگین قطعی اینترنت به سه گروه از مشاغل | فشارها به مردم زمینه ساز خشم، ناامیدی و عصیان است

سرویس: اخبار اقتصادی کدخبر: ۷۶۵۲۸۵
اقتصادنیوز: صنعت دیجیتال شاید تنها صنعتی باشد که رشد اقتصادی ایجاد کرده است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند در دهه نود، به خصوص از سال ۹۶ به بعد که توجه به رشد اقتصادی وجود داشت و شرایط اقتصادی تقریبا بهتر از اکنون بود، با فرصت ایجادشده بعد از برجام، حتی پس از انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان ریاست‌جمهوری آمریکا و بازگشت تحریم‌ها، تنها بخشی که در کشور رشد ایجاد کرده،‌ صنعت دیجیتال بوده است.
دوراهی همیشگی؛ رشد اقتصادی یا امنیت | ضربه سنگین قطعی اینترنت به سه گروه از مشاغل | فشارها به مردم زمینه ساز خشم، ناامیدی و عصیان است

به گزارش اقتصادنیوز، نیما نامداری، کارشناس حوزه کسب‌و‌کار دیجیتال در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که تمام تلاش‌های صورت‌گرفته از جانب ما برای توضیح میزان خسارت‌های قطعی اینترنت به کسب‌وکارها بی‌فایده خواهد بود، چرا که گمان نمی‌کنم سیاستگذاران از این موضوع اطلاعی نداشته باشند و با آگاهی از مطالب ما نظرشان در مورد قطعی اینترنت را تغییر دهند.

خبر مرتبط
میزان تاب‌آوری کسب‌وکارهای متوسط در نبود اینترنت | فعال حوزه فین‌تک: باید منتظر تعدیل نیرو باشیم

اقتصادنیوز: یک فعال حوزه کسب و کارهای آنلاین با تقسیم‌بندی کسب‌وکارهای آنلاین ایران اظهار کرد: دسته اول چند کسب‌وکار بزرگ ایران است؛ مانند اسنپ، دیجی‌کالا، علی بابا، هزاردستان یا همان دیوار؛ که به نظر می‌رسد چندماه تاب‌آوری داشته باشند؛ اما دسته دوم، یعنی کسب‌وکارهای متوسط، تصور من این است که تنها یک ماه تاب‌آوری داشته باشند و برای ماه دوم حتما نیروهای خود را تعدیل می‌کنند.

دست‌کم نزدیک به دو دهه است که هر زمان بر سر دوراهی رشد اقتصادی و امنیت قرار گرفته‌ایم، بدون تردید امنیت انتخاب شده است. در‌حالی‌که نسبت به دوره‌های گذشته اینترنت هم در زندگی شخصی مردم و هم در کسب‌وکارها نقش بیشتری پیدا کرده است. پس می‌توان مطمئن بود که امروز با سطحی از ناآگاهی درباره تبعات قطع اینترنت روبه‌رو نیستیم که در نتیجه گفت‌وگو و تحلیل آن، سطح آگاهی افزایش یابد و مشکل حل شود. حال بیایید موضوع قطع اینترنت را از سطح بالاتری ببینیم؛ به نظر می‌رسد ما در ایران، فرصت‌های بسیار ناچیزی برای رشد اقتصادی داریم. دست‌کم در دو دهه اخیر صنایعی که توانسته‌اند حجم کمی از رشد اقتصادی داشته باشند و تا حدودی اشتغال ایجاد کنند، بسیار نادر بوده‌اند.

صنایع سنتی ما همچون نفت، گاز، حمل و نقل، حوزه سلامت و بنگاه‌های خرد، عمدتا در دو دهه اخیر نتوانسته‌اند رشد اقتصادی ایجاد کنند، حتی با وجود سرمایه‌گذاری‌های دولتی که در آنها صورت گرفته است. برای توضیح عدم رشد این بخش‌های اقتصادی می‌توان از فقدان نیروی انسانی، نیاز به سرمایه‌گذاری بسیار بالا، مشکلات نظام مالی (چه بازار و چه نظام بانکی) و عدم امکان جذب سرمایه خارجی به دلیل تحریم‌های بین‌المللی نام برد.

صنعت دیجیتال شاید تنها صنعتی باشد که رشد اقتصادی ایجاد کرده است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند در دهه نود، به خصوص از سال ۹۶ به بعد که توجه به رشد اقتصادی وجود داشت و شرایط اقتصادی تقریبا بهتر از اکنون بود، با فرصت ایجادشده بعد از برجام، حتی پس از انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان ریاست‌جمهوری آمریکا و بازگشت تحریم‌ها، تنها بخشی که در کشور رشد ایجاد کرده،‌ صنعت دیجیتال بوده است. 

اقتصاد دیجیتال و سه شیوه رشد

این رشد به سه شیوه صورت گرفته است؛ ابتدا اینکه به صنایع سنتی این امکان داده شد که هزینه‌های خود را کاهش دهند. حجم بالای نرم‌افزارها در صنایع و خدمات سنتی گذشته و ابزارهای جدید مبتنی بر فناوری دیجیتال که در آنها به کار گرفته شده، بهای تمام‌شده آن صنایع را کاهش داد؛ برای مثال شیوه نوبت‌دهی در بیمارستان‌ها، و بخش‌های تحقیق و توسعه در صنعت نفت و گاز که در بحث مدیریت منابع استفاده شد.

شیوه دوم که در صنعت دیجیتال به رشد اقتصادی کشور کمک کرد، شکل‌گیری کسب‌و‌کارهای کوچک بود که بودجه اندک نیاز داشتند. در قدم اول از شبکه‌های اجتماعی برای ارائه خدمات خود استفاده می‌کردند و در قدم دیگر از ابزارهای دیجیتال برای مدیریت و اداره امور کسب‌و‌کار خود بهره‌مند می‌شدند. این حوزه دوم یعنی توانمندسازی کسب‌وکارهای کوچک. 

شیوه سوم به کسب‌وکارهای کاملا آنلاین مانند اغلب استارت‌آپ‌ها اشاره دارد. همین شیوه سبب شکل‌گیری مجموعه جدیدی از مشاغل شد که هم شغل ایجاد کردند و هم برای بسیاری از کسب‌و‌کارهای دیگر فرصت ایجاد کردند. برای نمونه بسیاری از کسب‌و‌کارها مانند رستوران‌ها خدمات خود را از طریق برنامه اسنپ گسترش داده و به ارائه خدمات پرداختند.

اینترنت داخلی نمی‌تواند جایگزین اینترنت بین‌المللی شود

حال هر سه این روش‌ها بر دوش اینترنت سوار هستند و قطع اینترنت به هر سه آسیب خواهد رساند. اینترنت داخلی حتی نمی‌تواند از خسارت‌هایی که وارد می‌شود جلوگیری کند. باید توجه داشت که اینترنت صرفا به معنای آنچه در گوشی‌های هوشمند ما مورد استفاده قرار می‌گیرد نیست. لایه مهمی که دور از چشم مردم قرار دارد، زیرساخت فناوری اینترنت درون شرکت‌ها برای توسعه محصول است. ابزارهایی در کسب‌وکارها وجود دارند که با اینترنت بین‌المللی معنا پیدا می‌کنند؛ یعنی شرکت‌ها قادر به ارائه خدمات پایه‌ای خود خواهند بود اما هیچ توسعه‌ای در آنها صورت نخواهد گرفت. گروه دوم کسب‌و‌کارهای کوچک مانند مشاغل فردی و خانوادگی نیز به این مساله دچار خواهند شد. حتی گروه اول که بسیاری از نرم‌افزارهای ایرانی را در درون ساختار خود دارند، همزمان از انبوهی از ابزارهای خارجی نیز استفاده می‌کنند. باید به طور شفاف اشاره کرد که فشار قطع اینترنت بر دوش مردم خواهد بود؛ با این کار تنها بخشی که هنوز امکان رشد اقتصادی در آن وجود داشت، متوقف شد. 

مردم قابل برنامه‌ریزی نیستند

ممکن است چنین تصور کنیم که با قطع اینترنت مردم دوباره به شیوه‌های سابق کسب‌وکارها روی خواهند آورد، اما این امر بعیدی است. ممکن است تغییرات محدودی در بخش‌هایی ایجاد شود، اما تغییر معناداری رخ نخواهد داد؛ چرا که مردم همان مردم سی سال پیش نیستند. جامعه امروز به این شیوه‌ها و مهارت‌ها عادت کرده‌ است. همچنین بسیاری از شیوه‌ها و کسب‌وکارهای سنتی از بین رفته‌اند. مردم همچون موم در دستان ما نیستند که به‌راحتی فرم دلخواه ما را بگیرند. این فشارها تبدیل به خشم، ناامیدی و عصیان می‌شود؛ همان‌گونه که در جامعه شاهد آن هستیم.

باید در نظر داشت که در این مطلب ما صرفا به بخش اقتصادی ماجرا توجه داشتیم. میلیون‌ها نفر در این کشور به شبکه‌های اجتماعی وابسته هستند. شبکه‌های مجازی مهم‌ترین ابزار سرگرمی و گذران روزمره هستند. با توجه به برخی از آمارها متوسط استفاده نوجوانان و جوانان ما از شبکه‌های اجتماعی، بالای دو یا سه ساعت در روز است. این استفاده بخش‌های مهمی از زندگی این نسل را شکل داده است، که از سرگرمی تا ارتباطات اجتماعی را شامل می‌شود. حال این فشار اجتماعی و روانی که برای بخش‌های بزرگی از جامعه ایجاد شده قطعا تبعاتی خواهد داشت؛ ممکن است تصور اشتباهی وجود داشته باشد که فردی که از این امکانات محروم شده در خانه می‌نشیند و به مطالعه کتاب می‌پردازد،‌ در‌حالی‌که نه! عصیان و خشم، واکنشی به چنین کنشی خواهد بود.

عامل ناآرامی

این ناراحتی و دشواری می‌تواند به خشم و ناآرامی‌های اجتماعی بینجامد. این ناراحتی به مراتب از جنبه‌های اقتصادی این چالش وزن بیشتری دارد. این قطعی اخیر، به طور مستقیم به سه گروه آسیب زد؛ نخست فروشندگان آنلاین هستند؛ دومین گروه، معامله‌گران بازارهای بین‌المللی هستند که از طریق بازارهای بین‌المللی کسب درآمد می‌کنند و قطعی اینترنت عملا دسترسی آنها به محل درآمد خود را قطع کرده است و سومین گروه، واحدهای اقتصادی مبتنی بر هوش مصنوعی هستند که عملا با قطع اینترنت، ارائه خدمات خود را متوقف کرده‌اند. به طور ساده، مساله این است که هر گاه انتخاب بین رشد اقتصادی و امنیت است، بی‌چون و چرا و بدون هیچ ملاحظه‌ای امنیت ترجیح داده می‌شود. با این حال باید درک شود که اقتصاد و رشد اقتصادی پیش‌زمینه امنیت است و نمی‌توان بدون دستیابی به رشد اقتصادی طولانی‌مدت و پایدار، انتظار امنیت پایدار داشت. 

در نتیجه این ترجیح، در آینده شاهد تعدیل نیرو در شرکت‌های خدماتی مبتنی بر اینترنت خواهیم بود که خود نوعی عقبگرد در زمینه امنیت اقتصادی است. از سوی دیگر، این تلاطم سیگنال منفی به سرمایه‌گذاران بالقوه ارسال می‌کند و حاضرین در بازار را از افزایش سرمایه‌گذاری و گسترش کسب و کار خود منصرف می‌سازد. به طور کلی، آثار قطعی اخیر را باید به شکلی جامع و در این چارچوب دید.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
کارگزاری مفید