از ونزوئلا تا گرینلند/منطق زور در سیاست خارجی دونالد ترامپ

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۵۷۳۹
اقتصادنیوز: تحولات ونزوئلا و مواضع تهاجمی واشنگتن درباره گرینلند، به‌باور ناظران بین‌المللی نه دو بحران جداگانه، بلکه دو نمود از یک الگوی واحد در سیاست خارجی آمریکا هستند؛ الگویی که زور را جایگزین قانون و فشار روانی را جایگزین دیپلماسی کرده است.
از ونزوئلا تا گرینلند/منطق زور در سیاست خارجی دونالد ترامپ

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، تحولات اخیر در ونزوئلا و هم زمان موضع گیری‌های تهاجمی دونالد ‌ ترامپ درباره گرینلند، بیش از آنکه دو پرونده جداگانه باشند، دو جلوه از یک منطق مشترکند: ۱.سیاست خارجی مبتنی بر زور ۲. تحقیر قواعد بین‌المللی و تقدم منافع کوتاه مدت بر ثبات بلندمدت.

واکنش نخبگان سیاسی در مناطق مختلف جهان، از آمریکای لاتین تا آسیا و اروپا، نشان می دهد این رویکرد بیش از هر زمان دیگری به «قانون جنگل» نزدیک شده است؛ وضعیتی که بسیاری آن را با تعابیری مانند «روان پریشی قدرت»، «زیاده خواهی افسارگسیخته» و حتی «جنون سیاسی» توصیف می‌کنند.

در پرونده ونزوئلا، اعتراض گسترده ‌سیاست مداران، دیپلمات ها و تحلیلگران در کشورهای مختلف درخورتوجه بود. در پاکستان، چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای اقدام واشنگتن را نه یک مداخله موردی، بلکه تداوم الگویی دانستند که پیش تر در عراق، افغانستان و دیگر نقاط جهان دیده شده بود: الگویی که در آن، آمریکا خود را فراتر از حقوق بین‌الملل می بیند و با توسل به فشار، تحریم و تهدید، می‌کوشد اراده خود را تحمیل کند.

از نگاه ‌ این نخبگان، بی عملی جامعه جهانی در برابر چنین رویه‌ای، به معنای مشروعیت بخشی به «زور به جای قانون» است. هم زمان، مواضع ‌ ترامپ درباره گرینلند موجی از نگرانی را در اروپا برانگیخت. بسیاری از پایتخت‌های اروپایی‌ این رویکرد را نشانه‌ای از عبور آشکار از عرف‌های دیپلماتیک و بی اعتنایی به اصل حاکمیت کشورها دانستند. برای اروپا، مسئله صرفا یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه نشانه‌ای از «زیاده خواهی ساختاری» است که می تواند ثبات ژئوپلیتیکی شمال اروپا و حتی روابط فراآتلانتیکی را تحت فشار قرار دهد.

در محافل تحلیلی اروپا،‌ این رفتارها به عنوان جلوه‌ای از «روان پریشی قدرت» تعبیر می شود؛ جایی که نمایش اقتدار وایجاد هراس جایگزین گفت وگو و دیپلماسی می شود. در کنار اروپا، ناتو نیز با احتیاط فز اینده‌ای به‌ این روند می نگرد. هرچند این ائتلاف همچنان ستون امنیت غرب محسوب می شود، اما تأکید بر مشورت جمعی، پرهیز از اقدامات یک جانبه و پایبندی به قواعد بینالمللی نشان می دهد حتی در درون ساختارهای امنیتی غرب نیز درباره تصمیم گیری‌های شخص محور و پیش بینی ناپذیر نگرانی وجود دارد.‌ این فاصله گذاری محتاطانه بیانگر واقعیتی مهم است: یک جانبه گرایی تهاجمی واشنگتن نه تنها مخالفان سنتی، بلکه متحدان را نیز نگران کرده است.

برای فهم‌ این رفتارها، باید به منطق ‌سیاست خارجی ترامپ توجه کرد. این منطق را نمی‌توان صرفا به هیجان فردی تقلیل داد. ترامپ آگاهانه از «ایجاد ترس» و «فشار روانی» به عنوان ابزار اعمال قدرت استفاده می کند. هدف اصلی، الزاما ورود به جنگ‌های پرهزینه نیست، بلکه شکستن اراده دولت ها و واداشتن آنان به عقب نشینی با حداقل هزینه مستقیم است. تهدیدهای لفظی، تصمیم‌های ناگهانی، خروج از توافق‌های چندجانبه و تحریم‌های گسترده، همگی اجزای‌ این راهبردند؛ راهبردی که از ونزوئلا تا گرینلند و از خاورمیانه تا اروپا مشاهده می شود. در قبال جمهوری اسلامی‌ایران نیز همین الگو با چند لایه دنبال شده است:

• فشار اقتصادی برای فرسایش توان داخلی

• جنگ روانی برای تضعیف انسجام اجتماعی

• تلاش برای محدودسازی نقش منطقه‌ای و توان دفاعی

هدف، افزایش هزینه‌های مقاومت و القای‌ این گزاره است که عقب نشینی کم هزینه تر از ایستادگی است. با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان داده‌ این محاسبه همواره به نتیجه مطلوب واشنگتن نینجامیده و حتی به تضعیف مشروعیت آمریکا در سطح بین‌المللی انجامیده است. در چنین شرایطی، پاسخ ‌ایران نمی تواند بر واکنش‌های هیجانی یا تقابل‌های پرهزینه استوار باشد. راهبرد مؤثر، «مقاومت فعال و هوشمندانه» است؛ مقاومتی که هزینه‌های طرف مقابل را افزایش دهد، بدون آنکه کشور را به سمت بحران‌های غیرضروری سوق دهد.‌ این راهبرد چهار محور اصلی دارد:

۱. روایت سازی و مدیریت مشروعیت بین‌المللی بازنمایی ‌سیاست‌های آمریکا به عنوان قانون گریزی و بی ثبات سازی، نه قدرتی شکست ناپذیر. برجسته سازی پیامدهای انسانی تحریم ها و تفکیک مشکالت داخلی از فشارهای خارجی، سرمایه اخالاقی و حقوقی‌ایران را تقویت می‌کند.

۲. تاب آوری اقتصادی و پیگیری حقوقی

• کاهش وابستگی به سازوکارهای مالی تحت سلطه آمریکا

• گسترش تجارت منطقه‌ای

• استفاده از تهاتر و پیمان‌های پولی دوجانبه

• و هم زمان پیگیری حقوقی اقدامات آمریکا در نهادهای بین‌المللی برای فرسایش مشروعیت یک جانبه گرایی.

۳. دیپلماسی منطقه‌ای و هم گرایی واکنش‌هایی مانند مواضع نخبگان پاکستانی و نگرانی‌های اروپا نشان می دهد یک جانبه گرایی آمریکا می تواند زمینه هم گرایی بازیگران مستقل را فراهم کند. گفت وگو با همسایگان و کاهش سوءتفاهم ها، ابتکار عمل را به‌ایران بازمی گرداند.

۴.انسجام داخلی و توجه به جامعه تمرکز بر معیشت، تولید، کاهش آسیب پذیری اقشار ضعیف و گفت وگوی صادقانه با جامعه درباره مسیر پیش رو، ستون‌های تاب آوری ملی اند.

جمع بندی آنکه آنچه امروز از ونزوئلا تا گرینلند دیده می‌شود، نشانه‌ای روشن از «زیاده خواهی ساختاری» و «جنون سیاسی» در سیاست خارجی آمریکا در دوره ترامپ است؛ الگویی که زور را جایگزین قانون و تهدید را جایگزین دیپلماسی کرده است. نگرانی اروپا، فاصله گذاری محتاطانه ناتو و اعتراض نخبگان کشورهای مختلف نشان می دهد که‌ این مسیر، مشروعیت آمریکا را فرسوده و شکاف‌هایی جدی در نظم غربی‌ایجاد کرده است. برای‌ ایران، اگر این وضعیت با تدبیر مدیریت شود، تهدید می تواند به فرصت بدل شود: فرصتی برای تقویت استقلال، تعمیق روابط منطقه‌ای و افزایش قدرت چانه زنی در نظم در حال گذار جهان

 

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
کارگزاری مفید