گرینلند؛ آزمون حیاتی حفظ موجودیت اروپا در مقابل ترامپ | اگر مرزها با زور تغییر کند، امنیت هیچ کشوری تضمین نیست
به گزارش اقتصادنیوز، اگر اروپاییها به مورد تازه ای برای باور نگاه تحقیرآمیز دونالد ترامپ به خود نیاز داشتند، رفتار و سخنان رئیس جمهور ترامپ در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، بار دیگر این واقعیت را بهروشنی آشکار ساخت. لحن تمسخرآمیز ترامپ نسبت به اروپا، نهتنها نشانه شکاف سیاسی عمیقتر میان این دو متحد قدیمی بود، بلکه مجدد به اروپا یادآوری کرد که دیگر نمیتواند بر حسننیت آمریکا، حسابی باز کند.
با این حال، داووس تنها صحنه تحقیر اروپا نبود؛ بلکه به فرصتی تبدیل شد که به آن ها نشان داد که ایستادگی جمعی هنوز میتواند مؤثر باشد.
گرینلند؛ آزمون دفاع از تمامیت ارضی
استیون ارلانگر در نیویورک تایمز نوشت: واکنش هماهنگ اروپا به تهدیدهای ترامپ درباره گرینلند، درس مهمی را در بر داشت. اروپاییها با تأکید مشترک بر اصل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، و همراه کردن آن با هشدار درباره اقدامات تلافیجویانه اقتصادی توانستند ترامپ را به عقبنشینی مجبور کنند، یا دستکم او را از پیشبرد علنی این ایده بازدارند.
اقتصادنیوز: در حالی که پرونده گرینلند موجب نگرانی اروپا شده است است، طرح ترامپ برای تشکیل یک هیئت صلح در غزه، زنگ خطر را برای مدافعان نظم چندجانبهگرایی به صدا درآورده است.
برای اروپا، مسئله گرینلند صرفا یک اختلاف سیاسی با آمریکا نبود؛ بلکه آزمونی حیاتی برای دفاع از اصولی بود که موجودیت اتحادیه اروپا بر اساس آنها بنا شده است.
درس تلخ جنگ جهانی دوم
تمامیت ارضی و مصونیت مرزها از ارکان اصلی راهبرد کشورهای اروپایی هستند؛ راهبردی که پس از جنگ جهانی دوم و در واکنش به فاجعه امپریالیسم تهاجمی قدرتهای بزرگ شکل گرفت. تجربه تاریخی به اروپا ثابت کرد که اگر مرزها با زور قابل تغییر باشند، امنیت هیچ کشوری تضمینشده نخواهد بود.
درس تلخ آن دوران روشن است؛ اینکه تنها از طریق دفاع جمعی میتوان از کشورهای کوچک، در برابر طمعورزی قدرتهای بزرگ محافظت کرد. این منطق هنوز هم در قلب تفکر امنیتی اروپا زنده است.
بازگشت سیاست های توسعهطلبانه
امروزه، اروپا بار دیگر با قدرتهایی روبهروست که منطق توسعهطلبی با استفاده از زور را احیا کردهاند. روسیه همچنان به جنگ علیه اوکراین ادامه میدهد، همزمان، آمریکا از دانمارک، متحد خود در اتحادیه اروپا و ناتو خواسته تا کنترل گرینلند را به او واگذار کنند.
برای بسیاری از اروپاییها، این تحولات نشانه بازگشت به دورانی است که در آن قدرت، جایگزین قانون میشود.
خط قرمز مشترک اتحادیه اروپا و ناتو
با وجود تمامی اختلافات در میان کشورهای اروپایی، یک اصل غیرقابلمذاکره همچنان باقی است؛ حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی. این خط قرمز هم در اتحادیه اروپا با ۲۷ عضو و هم در ناتو با ۳۲ عضو نظامی، به رسمیت شناخته میشود.
دفاع از منشور سازمان ملل، حقوق بینالملل و توافقنامههای هلسینکی ممکن است در جهان امروز سادهلوحانه به نظر برسد، اما برای اروپا این راه یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی وجودی است.
آمریکا دیگر قابل اعتماد نیست
ایان لسر، رئیس دفتر بروکسل صندوق مارشال آلمان، هشدار میدهد که به چالش کشیده شدن مرزها با زور، بنیان امنیت اروپای پس از جنگ جهانی دوم را تهدید میکند. به گفته او، نخست این جنگ اوکراین بود که این خطر را آشکار کرد؛ اما نگرانکنندهتر این است که اکنون آمریکا به عنوان اصلی ترین ضامن امنیت اروپا، این اصول را زیر سؤال برده است.
چنین تغییر رفتاری، تردیدهای عمیقی را درباره تعهد بلندمدت واشینگتن به امنیت اروپا ایجاد کرده است.
اهمیت نمادین گرینلند
مارک لئونارد، مدیر شورای روابط خارجی اروپا معتقد است که اروپا بار دیگر در حال بازاندیشی مفهوم حاکمیت است. در حقیقت اروپا پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرد تا حاکمیت ملی را مهار کرده و آن را در نهادهای چندجانبه ادغام کند؛ اما شرایط جدید جهانی این مسیر را دگرگون کرده است.
به گفته او، اروپا دیگر قادر نیست نظم مبتنی بر قواعد را در سطح جهانی حفظ کند، اما هم میتواند و هم لازم است اطمینان پیدا کند که چنین نظمی، حداقل در داخل اروپا پابرجا میماند. بنابراین اهمیت نمادین و راهبردی اوکراین و گرینلند، دقیقا از همین منظر پرررنگ می شود.
ایستادگی اثربخش است
به باور لئونارد، رویدادهای اخیر نشان دادند که اروپا قادر است تا با ایستادن بر سر اصول حاکمیت و تمامیت ارضی خود، از آنها دفاع کند. چنین ایستادگی نه فقط برای واشینگتن، بلکه برای مسکو و پکن نیز اهمیت دارد.
وقتی قواعد کارایی خود را از دست می دهند
مارک کارنی نخستوزیر کانادا، در نشست داووس به صراحت اعلام کرد که نظم بینالمللی گذشته دیگر وجود ندارد. به گفته او، قدرتهای متوسطی مانند اروپا و کانادا باید خود را با جهانی تطبیق دهند که در آن قدرتهای بزرگ، از اعمال تعرفهها ، زنجیرههای تأمین و ابزارهای مالی بهعنوان سلاح استفاده میکنند.
در جهانی که قواعد و قانون ها کارآیی خود را برای حفاظت از مرزها از دست می دهند، کشورها خود ناچار به دفاع از خود دفاع هستند. این درسی بود که اروپا بهتدریج آن را آموخت.
ترامپ وادار به عقب نشینی شد
با وجود اصرار روسیه و تلاش دونالد ترامپ، اروپاییها با واگذاری خاک اوکراین به روسیه، در قالب توافق صلح، مخالفت کردهاند و تأکید دارند که اشغال هرگز مشروع نخواهد بود. آنها همچنین حمایت مالی و نظامی گستردهای را از اوکراین کردهاند و در مواردی، حتی جای خالی آمریکا را نیز پر کردهاند.
همین منطق در دفاع از دانمارک و گرینلند نیز به کار گرفته شد؛ دفاعی که در نهایت ترامپ را وادار به عقبنشینی کرد.
چاپلوسی دیگر جواب نمی دهد!
رهبران اروپایی اکنون به صورت آشکار از شکست سیاست چاپلوسی در برابر ترامپ میگویند و معتقدند که آنچه که در نهایت مؤثر واقع شد، ترکیبی از قاطعیت، آمادگی اقتصادی و وحدت سیاسی بود. همانطور که یکی از مقامات اروپایی در این کنفرانس گفت: کمی تعریف و تمجید اشکالی ندارد، البته به شرطی که اسلحهای را در جیب خود داشته باشی.
برای کشورهای کوچکتر اروپا، بهویژه کشورهای بالتیک و نوردیک، تضعیف اصل حاکمیت یک تهدید وجودی است. به گفته یانا پوگلیرین، این حمله به حاکمیت ملی در واقع حمله به شالوده اتحادیه اروپا و نظم پس از جنگ جهانی دوم است.
در جهانی که روسیه، چین و آمریکا همگی در پی بازنویسی قواعد جهانی هستند، اروپا دریافته است که تنها راه بقا، حفظ وحدت و دفاع قاطع از اصول بنیادین خود است.
ارسال نظر