ترامپ، استاد معاملههای ناتمام و پرریسک | وقتی نمایشِ پیروزی مهمتر از یک «توافق واقعی» میشود
به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی آمریکا، با تکیه بر شهرتش بهعنوان یک معاملهگر، ابتدا به یک چهره مشهور و سپس به رئیسجمهوری دو دورهای در آمریکا تبدیل شد. او در کتاب معروف خود به نام هنر معامله با افتخار نوشته است: معاملهکردن هنر من است. بعضی نقاشی میکشند و بعضی شعر مینویسند؛ من هم به معامله علاقه دارم، به خصوص معاملههای بزرگ.
معامله هایی که واقعی نیستند
بلومبرگ در گزارشی نوشت: دونالد ترامپ معتقد است که در سال نخست دوره دوم ریاستجمهوری خود، با سرعتی حیرت آور معامله های گوناگونی را پشت هم بسته است. او تنها سه ماه پس از آغاز کار به مجله تایم گفت: تاکنون ۲۰۰ معامله را انجام دادهام.
یک ماه بعد، کاخ سفید اعلام کرد که ترامپ بیش از دو تریلیون دلار معامله بزرگ را نهایی کرده است. در تابستان نیز او از توافقی تاریخی با ژاپن سخن گفت که به گفته خودش، ۵۵۰ میلیارد دلار پول نصیب آمریکا میکند؛ چیزی شبیه به پاداش امضای قرارداد، برای یک ستاره بیسبال. اما چندی بعد، ژاپن صراحتا اعلام کرد که ادعای پرداخت ۵۵۰ میلیارد دلار، کاملا نادرست است.
در این میان، یک سال پس از آغاز دوره دوم، یک نکته بهوضوح آشکار است؛ اینکه ماهیت بسیاری از این توافقات و معامله ها، واقعی نیست.
معاملههایی که معامله نیستند
برخلاف تعریف رایج، یک معامله واقعی باید توافقی الزامآور، مکتوب و با شروط مشخصی باشد که همه طرفها آن را پذیرفتهاند. اما آنچه که ترامپ آن را توافق مینامد، اغلب قراردادی با تعهدات صرفا شفاهی، بدون داشتن چارچوب کلی و تفاهمات مبهم است. از دیدگاه او حتی دستدادن های سیاسی یا اعمال فشار و باجگیری نیز یک جور توافق به شمار می آید.
این توافقهای ناقص به ترامپ اجازه میدهند تا خیلی سریع اعلام پیروزی کند و سراغ موضوع بعدی برود، بدون آنکه الزام حقوقی روشنی وجود داشته باشد.
گرینلند؛ نمونهای از سبک پرتنش مذاکره
آخرین نمونه پرسروصدا از این سبک ، تلاش عجیب ترامپ برای تحت فشار قرار دادن کشورهای اروپایی جهت حمایت از واگذاری گرینلند به آمریکا است؛ سرزمینی نیمهخودمختار که تحت حاکمیت دانمارک قرار دارد و اساسا برای فروش نیست.
ترامپ در هفته گذشته تهدید کرد که اگر هشت کشور اروپایی با او همراهی نکنند، از اول فوریه تعرفه ۱۰ درصدی بر واردات آنها وضع خواهد کرد. او حتی تهدید به اعمال مالیات ۲۰۰ درصدی بر برخی محصولات فرانسوی کرد.
الگویی تکرارشونده از آشفتگی
این الگو بارها تکرار شده است. بسیاری از معاملات ترامپ یا در دادگاهها متوقف میشوند، یا در اجرا بسیار ضعیف تر از ادعاها عمل می کنند و یا خود ترامپ نظرش را تغییر می دهد.
ماجرای گرینلند حتی آتشبس شکنندهای را که آمریکا و اروپا در اوت گذشته برای آرامکردن تنشهای ناشی از تعرفههای روز آزادی به آن رسیده بودند، به هم زد؛ توافقی که فقط یک چارچوب کلی و مبهم بود. اورزولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا در کنفرانس داووس با گلایه گفت: دست دادن دو متحد با یکدیگر باید اقدامی معنادار باشد.
اما دانمارک، نروژ، سوئد، فرانسه، آلمان، بریتانیا، هلند و فنلاند عقبنشینی نکردند. اتحادیه اروپا نیز بررسی استفاده از ابزار ضد اجبار اقتصادی را آغاز کرد؛ ابزاری که شامل تعرفههای تلافیجویانه و محدودیت دسترسی به بازار اروپا میشود. در نهایت، ترامپ فعلا از تهدید تعرفهای عقب نشسته و اعلام کرده است که یک چارچوب کلی برای توافق وجود دارد. چارچوبی که جزئیاتش همچنان نامشخص است.
زنگ خطری برای همه متحدان
عامل اصلی آشفتگی بسیاری از این توافقها خود شخص ترامپ است. او در پاییز گذشته و در آستانه یک توافق با دانشگاه هاروارد بر سر کاهش بودجه، بار دیگر نشان داد که علاقهای به جزئیات ندارد. ترامپ به وزیر آموزشوپرورش گفت: فقط کافی است که روی کاغذ بیاید. عبارتی که برای هر معاملهگر حرفهای یک زنگ خطر است. او با این جمله یکی از مهمترین ضعفهای سبک معاملهگری خود را به صورت ناخواسته آشکار کرد.
در معاملات واقعی، روی کاغذ آوردن خود اصل معامله است، نه یک کار تشریفاتی. دقیقا در همین مرحله است که تعهدات دو طرف، ضمانتهای حقوقی، نحوه اجرا و پیامدهای نقض توافق مشخص میشود. بیاهمیت جلوه دادن این مرحله برای هر معاملهگر حرفهای یک زنگ خطر است، چون توافقهایی که بدون دقت در جزئیات حقوقی بسته میشوند، یا خیلی زود فرو میریزند، یا هیچوقت بهطور واقعی اجرا نمیشوند. این جمله نشان میدهد که برای ترامپ، اعلام توافق و نمایش پیروزی اغلب مهمتر از ساختن یک توافق پایدار و قابل اجراست.
خود ترامپ نیز در کتاب هنر معامله نوشته است: من خیلی شُل و رها بازی میکنم.
واقعیت این است که شاید این سبک برای یک بسازوبفروش قابلتحمل باشد، اما برای رئیسجمهوری که با خطر جنگ تجاری جهانی و فروپاشی ناتو مواجه است، تبعات سنگینی دارد.

نارضایتی رای دهندگان درحال افزایش است
این نگرانیها فقط محدود به اروپا نیست. با افزایش نارضایتی آمریکاییها از هزینههای زندگی، جایگاه ترامپ در میان رأیدهندگان خود در حال تضعیف است.
با وجود وعده کاهش هزینههای زندگی، اقدامات اخیر ترامپ، از سقفگذاری دستوری نرخ بهره کارت اعتباری گرفته تا وعده چکهای تعرفهای، هیچکدام پشتوانه قانونی محکمی ندارند. نظرسنجی سی ان ان در ۱۶ ژانویه نشان داد که اکثریت آمریکاییها ریاستجمهوری او را شکستخورده میدانند.
ریسکهای بزرگ اقتصادی
این رویکرد شتابزده، ریسکهای بزرگی دارد. دولت ترامپ از ژانویه تاکنون صدها شکست حقوقی خورده است. دادگاهها تعرفهها را غیرقانونی دانسته و ممکن است که دیوان عالی بهزودی آنها را لغو کند. خود ترامپ نیز اعتراف کرده که اگر رأی دیوان عالی منفی باشد، مجبور به لغو توافقها خواهد شد.
در این میان، حتی جمهوریخواهان هم نگران هستند. داگلاس هولتز ایکین میگوید که در یک توافق واقعی نماینده تجاری آمریکا، کنگره و بخش خصوصی باید درگیر باشند؛ چیزی که در مدل ترامپ جایی ندارد.
معامله یا استفاده از زور؟
در ماههای اخیر، ترامپ بیشتر از آنکه برای توافقات تلاش کند، فرمان صادر کرده است. از بازداشت مادورو با نیروی نظامی آمریکا و محدودسازی مهاجرت بدون قانونگذاری مشخص گرفته، تا مسئله گرینلند و هیئت صلح غزه، همگی بر پایه فشار و تهدید بودهاند.
بازگشت احتمالی به معامله واقعی؟
پس از سخنرانی تند الیزابت وارن، ترامپ با او تماس گرفت و درباره قانونگذاری دوحزبی برای کاهش هزینهها صحبت کرد. وارن گفت: ترامپ گفته است که میخواهد روی آن کار کند، اما تاکنون هیچ کاری نکرده است.
اینکه ترامپ واقعا به معاملهای واقعی بازگردد یا نه، معلوم نیست. درحال حاضر، تصاحب گرینلند برای او جذابتر است؛ اما اگر وعده بازگشت عصر طلایی آمریکا محقق نشود، این رأیدهندگان هستند که در نوامبر پاسخ خود را به رئیس جمهور خواهند داد.
او در پایان کتاب پرفروش خود نوشته است: اگر چیزی ارائه نکنی، مردم بالاخره متوجه آن خواهند شد.
ارسال نظر