جنگ آمریکا علیه ایران نزدیک است؟ / هشدار یک حقوقدان درباره فضای سیاست داخلی آمریکا
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، رضا نصری حقوقداندان بینالملل و کارشناس سیاست خارجی در یادداشتی درباره وضعیت فعلی ایران و آمریکا نوشت:
ایران یکی از دشوارترین و پیچیدهترین تهدیدات نیمقرن اخیر تاریخ خود را - دستکم در مقطع فعلی - پشت سر گذاشته است. پروژهای که هدف آن فروپاشی ساختار سیاسی کشور، کشاندن ایران به جنگ داخلی و هموارسازی مسیر تجزیه سرزمینی بود، در این مرحله ناکام مانده است. اما ترکیب بحران داخلی، تهدید نظامی خارجی، جنگ تمام عیار اقتصادی و یک جنگ روانی بی وقفه همچنان بر سر کشور سایه انداخته است.
بررسی عملکرد و پیشروی لابیهای متخاصم، رسانههای همسو با آنها و همچین رفتار جریانهای جنگطلب در ایالات متحده نشان میدهد این مجموعه بر فضای سیاست داخلی آمریکا کاملاً مسلط شدهاند و فضایی در این کشور پدید آوردهاند که بهندرت در قبال هیچ کشوری تا این اندازه افراطی، یکدست و ماجراجویانه بوده است.
امروز در واشنگتن بهسختی میتوان لابی یا اندیشکدهای را یافت که بهطور جدی دولت آمریکا را از اقدام نظامی علیه ایران برحذر دارد و کمتر رسانهای حتی در میان رسانههای مدعی استقلال، توان یا انگیزه ایستادگی در برابر روایتهای جنگطلبانه، یا دفاع از حقوق بینالملل و استقلال سیاسی یک کشور مستقل را از خود نشان میدهد.
بر همین اساس، مقالاتی که امروز با هدف تحریک دولت به جنگ با ایران منتشر میشوند نیز، اغلب نه از منظر منافع اسرائیل، بلکه از زاویه ابررقابت میان آمریکا و چین نوشته میشوند. در این فضا، لابیها و اندیشکدههای نزدیک به رژیم اسرائیل - و با رویکردی به شدت نامتعارف – فضا را مناسب دیدهاند و به صورت علنی از سناریوهایی چون فروپاشی ایران، اشغال جزیره خارک، تصاحب منابع نفتی کشور و حمایت از جریانهای تجزیهطلب سخن میگویند. این محافل، با درک دقیق از روانشناسی دونالد ترامپ و بهرهگیری هدفمند از ویژگیهای شخصیتی و حساسیتهای فردی او، میکوشند زمینه را برای سوق دادن رئیسجمهور آمریکا به سمت یک حمله نظامی گسترده علیه ایران فراهم کنند.
همزمان، تلاش سازمانیافتهای در سطح حقوقی و تبلیغاتی برای نسبت دادن اتهام «جنایت علیه بشریت» به ایران در جریان است تا مقدمات روانی، حقوقی و سیاسی لازم برای شکلدهی به یک ائتلاف بینالمللی علیه کشور فراهم شود. در همین چارچوب، جریانهای برانداز همسو با اسرائیل، از هماکنون سفارتخانهها و نمایندگیهای دیپلماتیک ایران در خارج از کشور را هدف قرار داده و پروژهای فراگیر برای مشروعیتزدایی از دستگاه دیپلماسی ایران طراحی کردهاند. اگر این روند مهار نشود، فضای غالب سیاست داخلی آمریکا بهسمتی حرکت خواهد کرد که در آن «جنگ با ایران» نهتنها بهعنوان گزینهای ممکن، بلکه بهعنوان معقولترین، راهبردیترین و حتی اخلاقیترین انتخاب پیش روی تصمیمگیران قرار خواهد گرفت.
هدف لابیها و رسانههای متخاصم، دقیقاً همین است: بهرهبرداری همزمان از ویژگیهای شخصیتی ترامپ و افزایش هزینههای سیاسی و حیثیتیِ پرهیز از جنگ، تا جایی که برای رئیسجمهور آمریکا، ورود به جنگ کمهزینهتر از اجتناب از آن به نظر برسد. در چنین فضایی، محاسبات راهبردی و نظامی طرف آمریکایی – که در یک فضای متعارف مورد تحلیل طرف ایرانی قرار میگیرد - در فرایند تصمیمسازی وزن بسیار کمتری خواهند داشت و ایالات متحده عملاً به یک بازیگر نامعقول و پیشبینیناپذیر تبدیل میشود. بالطبع، فرایند «تعیین واکنش» از جانب ایران نیز به همان نسبت با پیچیدگیهای نامتعارف و گمراهکنندهای مواجه خواهد شد.
امروز نیز، در شرایطی که کوچکترین اشتباه محاسباتی میتواند کل منطقه را به آتش بکشد، ایجاد و نهادینهسازی چنین کانال مستقیمی میان دو نماینده ایران و آمریکا، نه نشانه ضعف، بلکه جلوهای از عقلانیت راهبردی و مدیریت هوشمندانه بحران است. این کانالها امکان واکنش سریع، هماهنگی مؤثر و پیشگیری از هرگونه سوءتفاهم خطرناک را فراهم میکنند و به ایران قدرت میدهند تا در عین حفظ استقلال و اقتدار، فشارهای خارجی را مهار و تهدیدها را کنترل کند.
ارسال نظر