چالش مهم ترامپ در خاورمیانه؛ ایران یا رقابت میان شرکای آمریکا؟ | عربستان و امارات چطور رقبای راهبردی شدند؟
به گزارش اقتصادنیوز، تسلط اخیر ایران بر تیترهای خبری خاورمیانه تحولی بهمراتب مهمتر در منطقه را پنهان کرده است. خاورمیانه وارد مرحلهای تازه شده است که با رقابت میان دو بلوک نوظهور تعریف میشود: ائتلاف ابراهیمی و ائتلاف اسلامی. چگونگی تکامل این رقابت نقش تعیینکنندهای در آینده منطقه و جایگاه ایالات متحده در آن خواهد داشت.
فارن پالیسی در گزارشی نوشت: دو بلوک جدید تعیین کننده آینده خاورمیانهاند. این دو بلوک شامل ائتلاف ابراهیمی و اسلامی میشود. بلوک نخست حول محور اسرائیل و امارات متحده عربی شکل گرفته و به کشورهایی چون مراکش، یونان و حتی هند گسترش یافته است. این اردوگاه رویکردی تجدیدنظرطلبانه دارد و میکوشد نظم منطقه را از طریق قدرت نظامی، همکاری فناورانه و یکپارچگی اقتصادی بازآرایی کند.
اعضای اصلی این اردوگاه در این باور مشترکاند که نظم کنونی خاورمیانه نتوانسته موج اسلامگرایی رادیکال مهار کند. بهزعم آنان، ثبات پایدار تنها از راه مداخله در درگیریهای مختلف منطقه و حمایت از نیروهای سکولارتر حاصل میشود.
این کشورها با بهرهگیری از تمایل دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای گسترش توافقنامه ابراهیم، اولویت خود را بر توسعه دایره عادیسازی روابط عربی–اسرائیلی گذاشتهاند، حتی بدون اینکه توجهی به پیشرفت در مسیر خودمختاری فلسطینیان یا پذیرش راهحل دو دولت از سوی اسرائیل داشته باشند.

افزایش دامنه نفوذ امارات
امارات که به «اسپارت کوچک» شهرت یافته با تکیه بر نفوذ اقتصادی و انعطافپذیری دیپلماتیک خود، دامنه حضورش را فراتر از خلیج فارس گسترش داده است. کارشناسان سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی بینالمللی، امارات را به ارسال تسلیحات برای نیروهای پشتیبانی سریع در سودان، شورای انتقالی جنوب در یمن و خلیفه حفتر، مرد قدرتمند لیبی، متهم میکنند.
یونان بهعنوان شریکی کلیدی در شرق مدیترانه ظاهر شده و در رزمایشهای نظامی و طرحهای انرژی با اسرائیل همکاری میکند تا در برابر ترکیه بهعنوان رقیب راهبردی مشترک، موازنه ایجاد کند. در شرق دورتر، گسترش تعامل هند با اسرائیل و امارات چه بهصورت دوجانبه و چه از طریق چارچوبهای چندجانبهای مانند I2U2 و کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا، به این بلوک عمق راهبردیای بخشیده که فراتر از خود خاورمیانه امتداد پیدا میکند.
عربستان به دنبال توازن است
در برابر این محور ابراهیمی، ائتلاف اسلامی قرار دارد؛ تلاشی برای ایجاد توازن که به رهبری عربستان سعودی و با مشارکت ترکیه، پاکستان، قطر و با احتیاط بیشتر مصر شکل گرفته است. این کشورها محور اسرائیل–امارات را بهشدت بیثباتکننده میدانند. آنها استدلال میکنند که حمایت ائتلاف ابراهیمی از نیروهای جداییطلب، به تشدید تجزیه در مناطق درگیر دامن میزند.
از نظر آنها، روایت مقابله با اسلامگرایی صرفاً بهانهای خودخواهانه برای اعمال قدرت است. ترجیح این کشورها حفظ و کار کردن در چارچوب ساختارهای موجود است. چه در یمن، چه در سودان و چه در دیگر نقاط، آنها از دولتهای ضعیف و فروپاشیدهای حمایت میکنند که برای اعمال حاکمیت و حفظ تمامیت ارضی خود در حال تقلا هستند.
در مرکز این بازآرایی، مهمترین شکاف دوجانبه امروز خاورمیانه قرار دارد: رقابت فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی. این دو قدرت خلیج فارس که زمانی تقریبا غیرقابل تفکیک به نظر میرسیدند، اکنون به رقبای راهبردی بدل شدهاند. این واگرایی اخیرا در یمن آشکار شد؛ جایی که عربستان برای متوقف کردن انتقال تسلیحات امارات، بندر مکلا را هدف حمله قرار داد. ریاض پیروز شد و امارات را به عقبنشینی واداشت. اما یمن تنها یکی از میدانهای این رقابت گستردهتر است.

اگر این رقابت مهار نشود، ممکن است از جنگهای نیابتی به رویارویی مستقیم کشیده شود. این روند میتواند به محدودیتهای حریم هوایی، بسته شدن مرزها و خروج امارات از نهادهایی تحت سلطه عربستان مانند اوپک پلاس منجر شود. در واقع، چنین تهدیدهایی پیشتر از سوی مقامات ارشد مطرح شدهاند. اقداماتی که زمانی غیرقابل تصور بودند، میتوانند بازارهای انرژی را متلاطم کنند، سفرهای منطقهای را مختل سازند و تأثیر چشمگیری بر کسبوکارهای فرامرزی بگذارند.
تا اینجا، دیپلماسی آرامی که بین کشورهای منطقه خلیج فارس وجود دارد، به مهار این تنش کمک کرده است، اما ریشههای این واگرایی ساختاری است، نه مقطعی و صرفا به اختلافات شخصی میان رهبران قدرتمند دو کشور محدود نمیشود. این شکاف بخشی اساسی از نظم منطقهای جدید است و همزمان نتیجه آن.
دردسرهای واشنگتن در خاورمیانه
رقابت میان ائتلافهای ابراهیمی و اسلامی همچنین یکی از اهداف کلیدی سیاست خارجی واشنگتن، یعنی عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را پیچیدهتر کرده است. ریاض همچنان در توافقی میبیند که در ازای ادغام کاملتر اسرائیل در نظم منطقهای، تعهد امنیتی رسمی از سوی ایالات متحده دریافت کند.
اما بدون تغییرات معنادار در سیاستهای اسرائیل بهویژه در غزه و کرانه باختری پادشاهی عربستان احتمالا به نزدیکتر شدن به ترکیه و پاکستان ادامه خواهد داد و حتی بیش از پیش از اسرائیل فاصله خواهد گرفت.
برای ایالات متحده، چالش راهبردی اصلی دیگر مهار ایران نیست. چالش اصلی، مدیریت رقابتهای مخرب میان شرکای آمریکا برای جلوگیری از تکهتکهتر شدن منطقه است. این ماموریت با شکافهای داخلی در واشنگتن هم دشوارتر شده؛ جایی که مقامات ارشد دولت دیدگاههای متفاوتی دارند و حتی گمان میرود برخی منافع تجاری مستقلی در منطقه داشته باشند. نتیجه، رویکردی منفعلانه بوده است، نه تلاشی جدی برای میانجیگری.

رقابتها باید مدیریت شوند
عربستان سعودی، کشور کلیدی خاورمیانه است. سیاست سعودی بهگفته یکی از مقامات ارشد این کشور نه ایدئولوژیک، بلکه عملگرایانه است.
نویسنده مدعی شده است: اگر ترامپ بتواند پیش از ترک قدرت، عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را محقق کند، هنوز این امکان را دارد که ریاض و کل منطقه را از مسیر رقابتآمیز کنونی منحرف کند.
ارسال نظر