پربازدیدترینها
انتخابات مجلس و ریاستجمهوری و شوراها هر 4سال و انتخابات خبرگان هر 8سال یکبار برگزار میشود. هر دوره بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، میزانی از شور و نشاط درمیگیرد، عدهای انتخاب میشوند؛ عدهای از انتخاب شدن باز میمانند؛ عدهای تایید و گروهی ردصلاحیت میشوند؛ حزبها و تشکلهای سابقهدار و لحظهای وارد میدان میشوند، به عملکرد نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات اعتراض میکنند؛ قهر یا آشتی میکنند؛ لیست میدهند و... هدف از این بازیها چیست؟
برابر اعلام وزارت کشور 28 درصد از نامزدهای انتخابات مجلس دوازدهم، ردصلاحیت ( یا عدم احراز صلاحیت که اسم مستعار ردصلاحیت است) شده اند.
خانم جمیله علمالهدی در اظهاراتی متفاوت از سایر سخنانش که معمولا جنجالآفرین میشود، نکته مهمی را مطرح کرده که نقطه عزیمت است برای ورود به مقولهای که دغدغه جامعه متدین به شمار میآید.
مقدمه: ماجرا از انتشار یک عکس آغاز شد؛ عکس حضور مشترک جنابان آقایان محمدی گلپایگانی و محمدخاتمی در یک مراسم.
چند روز قبل از انتخابات دوم خرداد 76 مرحوم گلآقا جملهای تاریخی خلق کرد. او در این جمله تاریخی درباره سرنوشت انتخابات با اشاره به دو کاندیدای اصلی نوشت: «بنویسیم خاتمی، بخوانیم ناطق.» همان روزی که این جمله در جامعه پیچید، طومار انتخابات هم در هم پیچیده شد.
از: #مااصولگراها به: آقای پیام دهکردی بازیگر محترم سریال #گاندو
اگر رخدادهایی چون مذاکره با عربستان، توافق ایران با آژانس بینالمللی انرژی هستهای، موضوع متلاطم حجاب، نوسانات بازار ارز و سکه، بالا رفتن تورم و کوچک شدن سفره مردم و... به سرعت از پی همدیگر نمیآمدند، قاعدتا باید بحث انتخابات مجلس دوازدهم این روزها کلید میخورد و گمانهزنی درباره کاندیداها و ورود احزاب و گروهها بازار داغی پیدا میکرد.
1- به محض اینکه نشستی از اعضای اپوزیسیون در گوشهای از دنیا تشکیل میشود یا راهپیمایی راه میافتد، جماعت دلواپس داخلی بوقهایشان را دست میگیرند و به آنها حمله میکنند و با آب و تاب به افشاگری میپردازند. مثلا یک فیش پرداختی به دست میآورند که فلانی از فلان سازمان غربی فلان مبلغ پول میگیرد و...
استفاده از نام مجعول «خلیج عربی» در جریان جام کشورهای حوزه خلیجفارس، طبق انتظار حساسیتهایی را برانگیخت.
برکناری رییس یک شعبه بانک در قم توسط معاون استاندار، به دلیل ارایه خدمات به یک خانم بیحجاب، فضای رسانهای را مشغول خود کرد.
تحلیلهایی وجود دارد (شاید منطبق بر اخبار نهان هم هست) که در حوادث دو ماه اخیر، دشمن با برنامهریزی قبلی و گسترده نقشآفرینی کرده. کدهایی هم مانند آموزش خبرنگاران در خارج از کشور، ورود سلاح بهطور قاچاق، دستداشتن گروهکهای منافقین، کومله و... را رو کردهاند تا صحت ادعایشان راحتتر به جان شنونده بنشیند.
عالم سیاست هیچوقت پاستوریزه نبوده و فحاشی در آن رواج داشته است. در بعضی کتابهای تاریخی، اشارات کوچکی به این ناسزاها شده و به نظر میآید تاریخ علاقه چندانی به ضبط جزییات آنها نداشته و به همین دلیل، اشاعه آن از طریق نقل سینه به سینه بوده است.
برخی گروهها و اصناف خاص، به دلایلی ازجمله احترامی که شخصا یا به واسطه شغلشان دارند، مرجع مردم قرار میگیرند.
1- «تعداد افرادی که در اغتشاشات شرکت کردهاند، هشتاد هزار نفر است»؛ «حتی یکدهم جمعیت کل کشور هم در تظاهرات حضور نیافتهاند»؛ «انگیزههای آنها مسائل اخلاقی است»؛ «بازداشتشدگان تجمعها درخواست مهر نماز نکردهاند».
1- این حرف که گشت ارشاد و مهسا امینی بهانهای برای ناآرامیهای اخیر بود، حرف درستی است . در تظاهرات و شعارهای آخرین شبها، دیگر نام مهسا امینی گم شد و حرفهای دیگری به میان آمد که ربطی به او نداشت. این نکته هم که دشمن روی این موضوع سرمایهگذاری کرد و منفعتش را برد، حرف درستی است.
1- سفر رئیسجمهور به روسیه را یادتان هست؟ همان که حاشیههایش بر متن غلبه کرد؛ از استقبال نهچندان گرم، میز دراز مذاکره و نیز زمان خروج از کاخ ریاستجمهوری که ناهماهنگی بر سر سوارشدن بر خودرو، صحنههای طنز آفرید. الان اگر کلیدواژههای آن سفر را در فضای مجازی سرچ کنید، کمترین اثری از محتوای مذاکرات نمییابید؛ هرچه هست حاشیههایی است که در اکثر آنها خبر و شایعه درهم آمیخته و فضایی کاریکاتوری از دیپلماسی را به نمایش گذاشته است.
1- «کاش دوره دولت روحانی زودتر تمام شود و آقای رییسی رییسجمهور شود.» این جمله پاسخ به افرادی ـاز جمله خود آقای رییسی است که سر خود را به تعابیری مانند «آواربرداری» و «پرداخت بدهیهای دولت قبل» و «رفع موانع پیشین» گرم کردهاند و به گونهای رفتار میکنند که گویی هنوز رخت حکمرانی، بر تن دولت دوازدهم است.
فرض کنید نه ایران، نه اروپا و نه آمریکا، قصد عملی برای توافق برجام ندارند. یا چنین عزمی دارند؛ اما موانع موجود، آنقدر زیاد است که امکان هر توافقی را منتفی میکند. در چنین شرایطی باید چه کرد؟ باید دست روی دست گذاشت و عزا گرفت؟ و دائما به انتظار آینده نشست؟ یا اینکه هر روز بگوییم توپ در زمین آمریکاست و آنها هم بگویند موضع ایران قابل قبول نیست؟ این دندان لق تا کی باید یا میتواند بماند؟
رسانههای دولتی از پایان دور اول سفرهای استانی آقای رئیسی در سال اول ریاستجمهوری خبر دادهاند و وعده جدید این است که این اتفاق از سر گرفته میشود. سفرهای استانی (به شکلی که وجود دارد) میراث احمدینژاد است که در دوران روحانی نیز کموبیش (به جز زمان شیوع کرونا) تکرار شد و آقای رئیسی نیز به آن همت مضاعف گمارد. حتما دیدار با مردم استانها و شهرستانهای مختلف پیامدهای مثبتی دارد که شاخصترین آن، احساس مثبتی است که ارزش قائلشدن مقامات عالی در شهروندان دور از پایتخت ایجاد میکند.
سیل جاریشده، دهها قربانی گرفته، عدهای مفقود شدهاند، اراضی کشاورزی زیادی خراب شده، خانهها و مغازههایی ویران گردیده و خسارتهای هنگفتی بهبار آمده است.
از دو، سه هفته قبل یک سیل در جامعه راه افتاده بود علیه بدحجابی. آخرش معلوم نشد از کدام کوه سرچشمه گرفت و چه کسی عامل جاریکردنش بود اما همه دیدیم که زود بر موج افکار عمومی سوار شد، اعصاب جامعه را تحریک کرد، بدخلقیهایی آفرید، خشونتهایی به همراه آورد، مقالات و سخنرانیهایی درباره آن ایراد شد و... .
سالهای زیادی است که اصطلاح «بولتنساز» به ادبیات سیاسی کشور ما افزوده شده. بولتنساز به کسانی گفته میشود که اطلاعات را به نحوی که دلشان میخواهد، برمیگزینند، آنها را تقطیع میکنند، طبق مذاق کسی که آن را میخواند تنظیم میکنند، جلد خوشگل و کاغذ اعلا برایش تدارک میبینند و هنرمندانه! آنچه را که در ذهن خودشان دارند، به خورد مخاطب میدهند و سپس برای محکمکاری به دنبال هر خبر و مطلبی، نظریه هم مینویسند و رهنمود میدهند.
1- سالهای خیلی دور (اواخر دهه 60) رئیس آموزش و پرورش یکی از مناطق شهر تهران روشی زیبا و مؤثر برای امر به معروف و نهی از منکر داشت.
جناب آقای خطیب، وزیر محترم اطلاعات در دیدار اعضای شورای فرهنگی و تبلیغات اسلامی گفتهاند: «اکنون که دولت انقلابی و مردمی تصمیم به ایجاد تحولات اساسی در اقتصاد گرفته، دشمن تصمیم دارد با برنامهریزی و تلاش مضاعف، مسائل اقتصادی کشور را امنیتی کرده و به دنبال سوءاستفاده از مطالبات انباشته شده مردم است...»؛ «براساس نظرسنجیهای انجام شده در داخل و خارج از کشور و براساس اعلام سازمانهای معتبر جهانی، مردم ایران به آینده امیدوارند...»؛ «دشمن از بیرون مرزهای کشور با اهتمام به ترور، تخریب و جنگ سایبری، شرایطی را فراهم کرده تا با تحریک جامعه و افزایش نارضایتی، میان مردم در جهت عدم موفقیت دولت و نظام تلاش کند...»
مدتی پیش کارشناس معاونت اجتماعی یکی از نهادها در تماسی تلفنی چند پرسش مطرح کرد که محور اصلیاش این بود که «چرا در سال 98 به دنبال افزایش قیمت بنزین، ناآرامی در کشور ایجاد شد؛ اما در سال جاری در پی حذف ارز چهارهزارو 200 تومانی اتفاق خاصی نیفتاد و جز تجمعات کوچک در چند شهر که آن هم خیلی زود به پایان رسید، شاهد حوادث مشابه سالهای 96 و 98 نبودیم؟».
در دوره ریاستجمهوری آقای سیدمحمدخاتمی، جنگ سرد میان دو جناح چپ و راست (اصلاحطلب و اصولگرا) بهشدت رواج داشت.
میزان انتقادهایی که از دولت سیزدهم صورت میگیرد، در مقایسه با اکثر دولتهای گذشته تقریبا نزدیک به صفر است. اگر نقدهایی را که در فضای رسانههای رسمی (روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای خبری) انتشار مییابد، جمع بزنید، واقعا به چشم نمیآید.
به تجربه دریافتهام بخشی از جریان اصولگرایی ـ که امروز بخش قدرتمند این جریان است ـ چه در زمان حضرت امام و چه در دوره رهبری آیتالله خامنهای، برخی سخنان رهبران انقلاب را دوست نداشته و ندارند و به عمد، بعضی بیانات آنان را برجسته میکنند. به عبارت درست، «یومن ببعض و یکفر ببعض» هستند.
1. تقریبا 3-2 روز در میان آقای وزیر نفت یک حرف مشابه را تکرار میکند: «نفت میفروشیم، خیلی هم میفروشیم، پولش را هم میگیریم، نقد هم میگیریم.» البته در آخرین اظهارنظر او آمده که 20درصدش را تهاتر میکنیم اما بقیهاش نقد است.»
برخی رسانههای دولتی و مدافع دولت، در روزهای اخیر و بعد از اجرای طرح جدید یارانهها، هر انتقادی را به معنی خوراک دادن به رسانه های بیگانه معرفی و منقدان را تهدید میکنند و در عین حال بر این نکته که طرح مزبور مورد تایید اکثریت بزرگی از کارشناسان است تاکید میکنند.به علاوه مخالفتها با آن را محدود به چندنفر که اهداف سیاسی دارند، میدانند.