حال و هوای شهروندان در روزهای قطع اینترنت | کسبوکارها معلق شدند، دانش آموزان و دانشجویان بلاتکلیف | صداوسیما در «لیستسیاه»!
به گزارش اقتصادنیوز، در میانه اعتراضات بازاریان و مردم، اینترنت جهانی شش روز است که از دسترس ایرانیان خارج شده است. ایرانیانی که هرروز صبح یکی از اولیهترین کارهایشان اتصال به اینترنت و چککردن نوتیفها، اخبار و پیامهایشان بود حالا مانده اند با گوشیهایی که فقط تماسشان برقرار مانده است! از تجّار گرفته تا هم دانشگاهی و همکار همه و همه از هم بیخبرند مگر آنکه با هم تماس بگیرند. که البته این تماس هم تا روز قبل محدود بود و فقط برای تماسهای وطنی ارتباط دایر میشد، آنهایی که عزیزی خارج از کشور دارند، آنهایی که تجارتی دارند، آنهایی که به منابعی برای پژوهش و تحقیق نیاز دارند همه و همه دستشان کوتاه مانده است.
بازگشت به دوران روایتهای دهان به دهان؛ نه ماهواره داریم نه صداوسیما!
نیلوفر30 ساله است و دکترای پزشکی عمومی دارد او می گوید این قطع ناگهانی اوضاع او و همسرش را به بلاتکلیفی شدیدی کشاند:« این روزها همه اطلاعات ما روی گوشیهایمان است و خوب در ساعت اولیه تماسها هم قطع بود، تا زمانی که با یکی از دوستانم تماس بگیرم تقریبا 12 ساعتی را در بیخبری گذراندم، ما نه آنتن تلویزیون ایران داریم و نه آنتن ماهواره، دستمان از خبرها و کانالها هم که کوتاه شد برایمان راهی نماند جز تماسهای چندباره در طی روز.»
اقتصادنیوز: دبیر اتحادیه کسب و کارهای مجازی اعلام کرد:«گمان میکنیم وضعیت فعلی تا پایان هفته ادامهدار باشد و از ادامه آن هم کاملا بی اطلاع هستیم. هم اکنون حدود 8 هزار کسب و کار مجاز اینترنتی زیر نظر اتحادیه کسب و کارهای مجازی دسترسی به فضای اینترنت سراسری ندارند.»
او ادامه می دهد؛ «در روزهای اول به دوستانی که به نحوی اطلاعات جدید داشتند و این ایام را هم با گزارشهای دهان به دهان مردم و دوست و آشنا و فامیل گذراندیم راستش را بخواهید یکی دوروز است کلا قید اخبار را زدم و دیگر دنبال هم نمیکنم هر چه میخواهد بشود...کارمان هم که روی هواست همه مراجعان از اینستاگرام بودند؛ اگر روزی 10 مراجع داشتم، الان 2 مراجع دارم چرا که خیلیها به اطلاعات تماس ما هم دسترسی ندارند که بدانند حضور داریم یا نه؟»
رضا 26 ساله نیز روایت دوستانش را از هرچیز دیگری معتبرتر میداند او هم ماهواره ندارد و به گفته خودش نه به صدا و سیما اعتماد میکند و نه به ماهواره:«راستش را بخواهید من فکر میکنم هیچ رسانهای نمیتواند تمام حقیقت را منتشر کند و فضا برایم فضای بیاعتمادی است و در موقعیتی هستم که نمیتوانم صحتسنجی این اخبار را انجام بدهم ، فکر میکنم در این فضا حتی خبری هم برای از دستدادن ندارم!»
صدای بخشی از جامعه در صداوسیما خفه شده است
شیرین 36 ساله رواندرمانگر است او این روزها بیشتر اخبارش را از مراجعان ودوستانش میشنود و در تکمیل روایتهایش بعضی اخبار را نیز از ماهواره دنبال میکند، برخی دیگر را هم در یکی دو سایتی که میداند فعال هستند و به ان اعتماد دارد؛ اما به اعتقاد شیرین صدای صدا و سیما، صدای مردم نیست چون وقتی آن اخبار شنیده میشود انگار بخشی از جامعه حذف شده است:«مگر میشود همه افراد یک جامعه موافق همه حرفهای صدا و سیما باشند؟ ما هیچ مخالفی نداریم؟چطور ممکن است. گمان میکنم صدای بخشی از جامعه اصلا به صدا و سیما نمیرسد.»
او میگوید در ماهاخیر و بعد از جنگ توانسته بود کمی کسب وکارش را توسعه دهد، اما این روزها دوباره فضای مجازی کارش را به تعطیلی کشانده است:«اگر اوضاع اینطور بماند من نمیتوانم کارم را توسعه دهم، همین حالا 50 درصد مراجعانم به دلیل مسدودیتهای ارتباطی نمیتوانند جلسه داشته باشند، راستش را بخواهید اگر اوضاع اینطور بماند مهاجرت میکنم. مگر میشود در دنیایی آزاد دسترسی به دیگر نظرات، فکرها و ... را گرفت؟حتی اگر همه چیز هم برای ما خوب باشد باید سیاه و سفید را، زشت و زیبا را کنار هم دید. هرگز از پیامرسانهای داخلی استفاده نمیکنم چرا که به گمان من دسترسی به جیمیل، منابع پژوهشی، سایتهای معتبر باید در اختیارمان باشد و اگر اینطور نباشد توسعه ای در کار نیست؛ فقر روز افزون میشود، خلاقیت افراد میمیرد و بهترین و ارزشمندترین داراییهایی اخلاقی و علمی ما هم میپوسد؛ درست مثل اینکه بهترین برند و مدل لباس هم داشته باشیم ولی استفاده نکنیم، خوب بعد از مدتی تارو پودش سست میشود و از بین میرود.»
پیامرسان داخلی و خارجی ندارد، کلا کار نمیکنند
حمید دانشجو است نه گرایش سیاسی خاصی دارد و نه خودش را در جبهه و دستهبندی سیاسی وارد میکند او میگوید من جوان 25 سالهای هستم که با قطع اینترنت دیگر نه سرگرمی دارم، نه حتی می توانم درسم را بخوانم:« از شروع اعتراضها بیش از 20 پیام از دانشگاه گرفتیم که امتحانات کنسل شد، کنسل نشد، مجازی شد، معلق شد و... دست آخر هم پیامهای قطره چکانی از دانشگاه گرفتیم که هر دو سه روز برنامههای دو سه روز آینده امتحانات مشخص میشود. وضعیت ما طوری شده که حتی اگر شماره تلفن هم دانشگاهیهایم را نداشته باشم دیگر نمیتوانم از آنها هم پرسوجو کنم، من نه ماهواره دنبال کردم و نه حتی اخبار پیامرسانهای داخلی که نصب داشتم را، فقط از روایتهای دوستانم جویای اوضاع بودم. چرا باید از پیام رسانی استفاده کنم که اجازه پیام دادن به من نمیدهد و فقط پیام هایی یک طرفه برایم ارسال میشود؟ من نگاه و دیدگاه سیاسی خاصی ندارم اما معنی این چیزها را هم نمیفهمم این قطعیها دسترسی ما را به برخی جزوهها و کتابهایمان هم از بین برده است. من برای امتحان امروزم جزوههایی داشتم که به هیچ کدامشان نتوانستم دسترسی پیدا کنم.»
او در پاسخ به اینکه چرا هیچ رسانهای را برای دریافت اخبار دنبال نکرده میگوید:«چرا باید دنبال کنم نه صدا وسیما را قبول دارم نه ماهواره را! رسانههای میانهرویی که میشناختم هم که در دسترس نیستند.»
چطور باید این همه اطلاعات را از بَر کنیم!؟
مهری 58 ساله، خانهدار است و میگوید بخشی از اوقات فراغتش را در شبکههای اجتماعی می گذرانده است، جدای از آن تا حدودی کار با فضای آنلاین را بلدبوده و هرجایی کمکی لازم داشته موضوعات مختلف را در گوگل سرچ میکرده:« شما میگویید دسترسی به برخی سایتها با سرچ دقیق آدرس آنها قابل دسترسی است، من قبول میکنم اما من که هر دقیقه اطلاعاتم به روز نمیشود و آدرس دقیق این همه سایت را حفظ نیستم! چطور هر دقیقه سرچ درستی داشته باشم؟ افراد همسن من هم همینطور مگر ما همه این آدرسها را میدانیم یا پیدا میکنیم؟ این فضا برای همه ما آزار دهنده است من دو دختر دارم و هردو کسب و کارشان به فضای مجازی وابسته است و کارشان در این اوضاع تقریبا خوابیده است. این روزها اطلاعات و اخبار را یا دهان به دهان میشنوم یا از ماهواره میبینم.
6 سال است بچههای ما درس و مدرسه ندارند!
غزل مادری است 42 ساله او پزشک است و همسرش هم چند وقتی است از دست داده است، میگوید من خودم این روزها هم پدر هستم، هم مادر، هم پزشک و هم کارفرما! یک کسب و کار مجازی دارد و مطبی برای انجام امور زیبایی که البته چراغ مطب این روزها خاموش مانده و از جیب میخورد:« از ابتدای این ماجرا نظم زندگی من به هم ریخته است من یک دختر 11 ساله دارم که از زمان پیش دبستانیاش یک سال کامل مدرسه دخترم دایر نبوده است! 6 سال است این بچهها درس و مدرسه نداشتند از تعطیلیهای وقت و بیوقت آلودگی و جنگ گرفته تا ایام کرونا و دیگر تعطیلیها؛ این بچهها امسال امتحان نهایی دارند، من حقیقتا نگران تحصیل این بچهها هستم.
جدای از این موضوع من در محل کار یک کارفرما هستم با 7 نیروی کار، اگر شرایط فضای مجازی به این شکل بماند من حقوق و اجاره را چطور باید پرداخت کنم؟ چند ماه دیگر عید نوروز است هرکدام اینها خانوادهای دارند و امید و آرزویی، من چطور همه اینها را تعدیل کنم؟ کسی دلش به این کارها میرود؟ در این شرایط کمترین چیزی که برای مردم باید فراهم باشد اوضاع اقتصادی و معیشتشان است؛ مگر اعتراضها حرفی جز این برای مسئولان داشت؟»
غزل نیز روایت دهان به دهان را از همه راهها موثقتر شناخته چون میداند نفع شخصی پشت آن نیست، اما ماهواره را هم دنبال میکند و میگوید حتی در آدرسهای مستقیمی هم که داده شده مثل سایت ذرهبین نتایج جستجو هیچ شباهتی به نتایج جستجو در گوگل ندارد و این آدرسها هم برای عموم مردم کاربرد چندانی ندارد.
آنچه میشنوم با آنچه میخوانم و میبینم هماهنگ نیست!
نغمه 57 ساله است و مادری است خانهدار او اخبار این اعتراضات را از صدا و سیما و سایتهای داخلی دنبال کرده است:« من هم اخبار صدا و سیما را دنبال میکنم هم از دوست و آشنا و فرزندانم اخباری میشنوم، راستش را بخواهید گیج شدهام روزها از صدا و سیما یک چیز میشنوم و شبها از فرزندانم چیزی دیگر! کدام روایت درست است نمیدانم، ما ملت هیچوقت نفهمیدیم که آیا صدای میانهرویی در این مملکت نیست؟آیا حد وسطی وجود ندارد؟
من انقلاب دیدهام، جنگ دیدهام، کرونا دیدهام، روزهای سخت زیاد به این کشور و به همنسلهای من گذشته است مهم این است که واقعیت چیست؛ من قضاوت نمیکنم اما میگویم هر چه بوده است خدا خیر دهد به آن که حقیقت را به مردم گفت همیشه و در هر اتفاقی دیدهایم که زمستان تمام میشود رو سیاهیش میماند به ذغال...»
روایتهای مردمی گویای آن است که مردم گویی به هر صدای جز آنها که خودشان اعتماد کافی به آن افراد دارند بی اعتماد شدند؛ هرکسی با هر انتخابی و با پیگیری هر تریبونی گفتههای دهان به دهان را بیش از پیش در اعتراضات اخیر موثق دانسته و هرکدام دنبال کننده هر رسانهای که بودند درصدی از بیاعتمادی خود را به همان رسانهها اعلام کردند، خواه این رسانه ماهواره باشند خواه صدا و سیما یا رسانههای مستقل چرا که رسانههای مستقل هم از دید گروهی از مردم روایتشان ناقص است. آنطور که مردم میگویند طرف مردم این روزها طرفِ بیطرفی و حقیقت است تا حق انتخاب و قضاوت با خودشان باشد نه آنکه صدایی صرفا روایت کند یا قلمی صرفا تعیین تکلیف کند.
ارسال نظر