تصویر مغشوش و معلق ایرانیان از آینده | ایمانی جاجرمی: طبقاتی کردن اینترنت با عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی در تضاد است
به گزارش اقتصادنیوز، براساس اظهارات برخی نمایندگان و رئیس جمهور احتمال اتصال به اینترنت بینالملل طی روزهای آینده قوت گرفته است. اما فارغ از اینکه دسترسی به اینترنت بین الملل چه زمانی برقرار می شود، جامعهشناسان و کارشناسان این حوزه این روزها نسبت به پیامدهایی چنین تصمیمی اظهارنظر کرده و هشدار می دهند.
اقتصادنیوز: سمیه توحیدلو، جامعه شناس از پیامدهای اینترنت ملی یا طبقاتی میگوید که چطور میتواند خودش ابزاری برای تولید خشم بشود و تصریح میکند که ایران همیشه و در تاریخ مهد ارتباطات بوده است و نمیتواند با اینترنت ملی به دور خودش دیوار بکشد چرا که علاوه بر فرهنگ و تمدن ایرانی که با این موضوع همسان نیست زیست شهروندان نیز همخوانی با اینترنت ملی ندارد و زیر ساختها نیز جوابگوی این شیوه زیست نیستند.
حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس درباره این پیامدها به اقتصادنیوز میگوید اگر بحث اینترنت طبقاتی یا اینترنت ملی را هم بخواهیم در نظر بگیریم باید باز یادآور شویم که اینگونه اقدامات با اصل عدالت اجتماعی و دسترسی به امکانات و خدمات شهروندی در تناقض است و بستر اینترنت بیش از بستر ارتباطی برای ما بستری اقتصادی است.
*******
*آقای جاجرمی! نسل z پیوندی بسیار نزدیک با اینترنت بین الملل دارد، قطع دسترسی به اینترنت طی روزهای اخیر و یک فضای بسته خبری که شاهد هستیم، چه تاثیری بر این نسل و تشدید فضای بی اعتمادی خواهد گذاشت؟
به گمان من باید سراغ خود بچههای جوان نسل زد برویم، حرف آنها را هم بشنویم، ما عادت کردیم که به جای دیگران حرف بزنیم و خوب معلوم نیست که بتوانیم پیام آنها را به درستی برسانیم یا نه. به اعتقاد من گروه جوان و نوجوان ما در حال حاضر صدایی ندارند و ما هنوز نگاه قدیمی به آنها داریم در حالی که زمانه عوض شده و با نسلهایی مواجه هستیم که هم بسیار توانمند هستند و هم در عصر اطلاعات و دیجیتال رشد کردهاند و بادیگر نسلها فرق دارند.
اما خیلی روشن است که این قطعی اینترنت بر زندگی روزمره عموم مردم و همچنین نسل زدیها تاثیرات زیادی گذاشته است و در صورت وصل نشدن اینترنت بینالملل به نارضایتیها دامن میزند.
*نسل Z طی ماههای اخیر حوادث مختلفی را تجربه کرده است، هم جنگ را تجربه کرده است هم قطعی اینترنت هم اعتراضات و بیثباتی اقتصادی، چنین سیگنالهایی چه قدر ممکن است فکر مهاجرت را برای افراد جدیتر کند؟
مسئله مهاجرت بر اساس یک ارزیابی صورت میگیرد یعنی اگر فرد بتواند تصویری که از زیست شایسته دارد را برای خودش فراهم کند آن وقت مزایای ماندن برایش بیشتر از رفتن است چرا که مهاجرت کار سخت و پر هزینهای است و همه هم در آن موفق نمیشوند.
تصویر آینده برای شهروندان مغشوش است
در حال حاضر هم نمیتوانیم این موضوع را نادیده بگیریم که تصویر آینده کشور مغشوش است و انگار تصویر برای مردم اینطور است که نمیدانند در ماههای پیشرو چه خواهد شد و خود را در بلاتکلیفی میبینند و این حالت تعلیق داشتن ممکن است بعضی افراد را به جایی برساند که مهاجرت کنند و به کشوری بروند که حداقل تکلیفشان روشن باشد و بلاتکلیف نمانند.
*این نسل چندان اسیر تحولات سیاسی نمی شود و پیگیر اخبار و فعالیت های سیاسی نیست اما طی ماه های اخیر بهرحال آنها هم درگیر اتفاقات و تحولات سیاسی شده اند و به نوعی زندگیشان با این بحرانها گره خورده است، بحرانهایی که این نسل تجربه کرده است را چطور میبینید و گمان میکنید پیامدهای پیش روی آنها چه باشد؟
همه مردم ایران این بحرانها را تجربه کردند، تاریخ ایران را نگاه کنید؟ تاریخ بحرانها است. در واقع نگاهی به تاریخ معاصر خودمان تاریخچه این بحرانها را نشان میدهد؛ سال 1275 ترور ناصرالدینشاه اتفاق افتاد، 1284 انقلاب مشروطه رقم خورد چند سال بعد شاهد جنگ جهانی اول بودیم بعد از آن1304کودتای سوم اسفند را داریم بعد از آن 1320 اشغال ایران را اتفاق افتاد، کمی جلوتر سال 1332 کودتای 28 مرداد تجربه شد، چندسال جلوتر باز در سال 1342 ماجرای 15 خرداد بوده است بعد به 1357میرسیم و انقلاب اسلامی را تجربه کردیم و...
فاصله بین بحران ها در ایران بسیار کم شده است
میخواهم بگویم ایران یک کشور آرام نیست و اتفاقا دورههای ثبات در آن بسیار کم بوده است و بیشتر از هر چیز این مردم در هر سنی بحران تجربه کردند و حالا هم همین بحرانها شدت پیدا کرده است یعنی ما فضای بین بحرانهایمان ممکن بوده ده سال و 15 ساله باشد اما حالا میبینیم این فاصله بسیار کمتر شده از اعتراضات سال های 96 و 98 گرفته تا کرونا، و دوباره عتراضات 1401، بعد جنگ 12 روزه را تجربه کردیم و حالا هم اعتراضات مربوط به دی ماه را داشتیم. پس زندگی در ایران اساسا همراه با بحران است و پیامدهای آن جای مطالعه بسیار دارد.
*آنطور که در خبرها گفته شده ممکن است بازگشت اینترنت بینالملل با نگاه فازبندی و طبقهبندی شده به اقشار و افراد یا کسب و کارها داده شود، نظر شما درباره چنین نحوه بازگشتی چیست و از نگاه شما در صورت اجرای آن چه آسیبی خواهد داشت؟
اینترنت یک زیر ساخت ارتباطی است و هر کشوری باید ببیند که منافع ملی کشورش چگونه اقتضا میکند، ما سالها است که پذیرفتهایم با دنیا در ارتباط باشیم، ما اصلا کشوری نیستیم که بتوانیم دور خودمان دیوار بکشیم و خودمان را از جهان دور کنیم، از نظر تاریخی ما همیشه با جهان ارتباط داشتهایم تعدادی زیادی سفیر و سفارتخانه داریم.
همچین از نظر موقعیت ژئوپولیتیک ایران توانایی محدودکردن و منزویکردن خودش را ندارد چون ایران نقش گذر تمدنی دارد و فرهنگهای مختلف در این کشور وارد شده و رشد کرده است. این تصور که ما میتوانیم ارتباط را با دنیا قطع کنیم اصلا تصور درستی نیست. این ارتباط بینالملل هم مثل هزاران چیز دیگر که مزیت و ضرر را کنار هم دارد میتواند مشکلاتی هم ایجاد کند؛ مثلا تلفن، هم ابزاری است که میتوان با آن گفتگوی سالم داشت هم ابزاری که فحش و ناسزا و توطئه در آن گفته شود. در این مورد گفتیم تلفن نداشته باشیم؟! نمیشود که اینطور ناگهانی وسیلهای را که سالها از آن استفاده شده و در زیست مردم پیشرفت کرده است از آنها بگیریم.
ما هم میپذیریم که شرایط کشور چندان عادی نیست اما وظیفه حکومت است عواملی که موجب ناامنی و بر هم خوردن زیست روزمره مردم شده برطرف کند و هر چه سریعتر شرایط را به حالت اولیه برگرداند.
بستر اینترنت بینالملل برای ایران بیشتر بستری اقتصادی است تا ارتباطی
اگر بحث اینترنت طبقاتی یا اینترنت ملی را هم بخواهیم در نطر بگیریم باید باز یادآور شویم که اینگونه اقدامات با اصل عدالت اجتماعی و دسترسی به امکانات و خدمات شهروندی در تناقض است و بستر اینترنت بیش از بستر ارتباطی برای ما بستری اقتصادی است.
عموم افرادی که با اینترنت سر و کار دارند عموما در بستر اقتصاد هستند، در واقع این فضا ساحت جدیدی است که برای مردم و در زیست مردم تعریف شده است که با سواد رسانه میتوان آسیبهایش را هم حل کرد. راه حل قطعکردن اینترنت بینالملل نیست، راه حل سواد رسانهای داشتن است. خرد عمومی جامعه بهترین محافظ این فضا است، در واقع به جای آنکه عدهای بنشینند برای اکثریت تصمیم بگیرند اتفاقا باید راهحلها مبتنی بر این باشد که اکثریت و عموم مردم چه میگویند آنوقت آسیبها و ترسها هم کمتر میشود.
اینکه نفراتی به نیابت از میلیونها نفر تصمیم بگیرند همین فضا را ایجاد میکند که امروز شاهدش هستیم. در نهایت اینترنت ملی و طبقهبندی هم قابل پذیرش نیست چون ما برای حکمرانی الکترونیک، تجارت الترونیک، آموزش الکترونیک میتوانیم از این موارد استفاده کنیم. بنابراین اینترنت بین الملل عامل توسعه و پیشرفت کشور است.
ارسال نظر