مردم گرینلند در دو راهی سخت؛ آمریکا یا اروپا؟ | فرصتی تاریخی برای بازتعریف امنیت آتلانتیک
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که بحرانهای جهانی، از قطب شمال گرفته تا خاورمیانه، به صورت همزمان درحال وقوع است، سیاست خارجی دونالد ترامپ بار دیگر متحدان سنتی آمریکا را با چالشهای دشواری مواجه کرده است؛ از مناقشه بر سر گرینلند و امنیت اروپا گرفته، تا طرح جنجالی هیئت صلح غزه دولت ترامپ.
این مجموعه تحولات همزمان با افشای پیام خصوصی امانوئل مکرون به رئیسجمهوری آمریکا، نشاندهنده این است که نظم امنیتی غرب در آستانه بازتعریفی پرهزینه و پرابهام قرار دارد.
اقتصادنیوز: ترامپ بهتازگی پا را فراتر گذاشته و تهدید کرده که ممکن است بهزودی علیه مکزیک و کلمبیا اقدامات نظامی انجام دهد؛ سخنانی که نشاندهنده دکترین او با هدف ایجاد برتری آمریکا در نیمکره غربی، با توسل به زور و اقدام نظامی است.
گرینلند؛ از بحران دیپلماتیک تا فرصت راهبردی برای ناتو
کلیا کالکات در پولیتیکو نوشت: گرینلند که بزرگترین جزیره جهان است، سالها پیش بهعنوان سرزمینی دورافتاده و کمجمعیت شناخته میشد، اما امروز به یکی از کانونهای اصلی رقابت ژئوپلیتیک قرن بیستویکم بدل شده است. ذوبشدن یخهای قطبی، دسترسی به منابع معدنی کمیاب و گشایش مسیرهای جدید کشتیرانی، این جزیره را به نقطهای راهبردی برای آمریکا، اروپا، روسیه و چین تبدیل کرده است.
اختلاف میان آمریکا و دانمارک بر سر آینده گرینلند که از سوی رسانهها بهعنوان شکافی در ناتو معرفی شده، از دید برخی تحلیلگران میتواند فرصتی تاریخی برای بازتعریف امنیت آتلانتیک باشد. گرینلند به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود ، نقشی کلیدی را در امنیت ملی آمریکا ایفا میکند؛ نقشی که با افزایش رقابتهای نظامی و اقتصادی در این منطقه قطبی، حیاتیتر از گذشته شده است.
در چنین شرایطی، تأکید ترامپ بر اهمیت گرینلند برای امنیت ملی آمریکا، بیش از آنکه یک ژست سیاسی باشد، بازتاب نگرانیهای عمیق امنیتی واشنگتن است. آمریکا گرینلند را حلقهای کلیدی در زنجیره دفاعی خود، از آلاسکا تا اقیانوس اطلس، میداند؛ حلقهای که بدون حضور پررنگ نظامی و اقتصادی آمریکا آسیبپذیر خواهد بود.
مخالفت شدید اروپا و دانمارک
در این میان، ترامپ خواهان افزایش نفوذ و حضور آمریکا در گرینلند است؛ خواستهای که منجر به واکنش جدی اروپا شده است. این جزیره خودگردان تحت حاکمیت دانمارک قرار دارد.
اروپا نگران نقض حاکمیت و تضعیف ناتو با افزایش نفوذ آمریکا در گرینلند است، اما از سویی برای تامین امنیت خود، به ویژه در اوکراین، به حمایت آمریکا وابسته است. این پرونده اکنون به یکی از بحرانیترین پروندههای دیپلماتیک در جهان تبدیل شده است.
پیشنهاد وسوسهبرانگیز واشنگتن به کپنهاگ
کوش آرها نیز در نشنال اینترست، نوشت؛
بر اساس نگاه واشنگتن، آمریکا در قبال گسترش نفوذ و حضور در گرینلند به شرط تایید مردم جزیره، تعهدات امنیتی صریحی را به دانمارک خواهد داد؛ تعهدی که شامل بازتأکید عملی بر ماده ۵ ناتو و تقویت حضور نظامی آمریکا در جناح شرقی اروپا، یعنی از فنلاند و کشورهای بالتیک تا لهستان و رومانی، باشد.
اوکراین؛ خط مقدم امنیت اروپا
در قلب چنین معادلهای، کشور اوکراین قرار دارد. برای اروپا، اوکراین نه فقط یک کشور همسایه، بلکه خط مقدم دفاع در برابر گسترش نفوذ روسیه است.
واقعیت این است که اروپا بدون پشتیبانی مستقیم نظامی آمریکا، توان بازدارندگی کافی در برابر مسکو را ندارد. تردید یا دوگانگی واشنگتن در قبال اوکراین، مستقیما امنیت قاره اروپا را تضعیف میکند.
در مقابل و از نگاه آمریکا، امنیت گرینلند حتی از بسیاری از بحرانهای اروپا نیز پراهمیتتر است دارد. چنین تفاوتهایی در اولویتبندی ، زمینهساز طرح یک معامله بزرگ آتلانتیکی شده است؛ اینکه اروپا نگرانیهای امنیتی آمریکا در گرینلند را به رسمیت بشناسد و واشنگتن نیز امنیت اوکراین و مرزهای شرقی ناتو را تضمین کند.
مردم گرینلند تصمیم نهایی را میگیرند
گرینلند تنها موضوعی میان آمریکا و دانمارک نیست؛ خود مردم این جزیره بازیگران اصلی این معادلهاند. گرینلند دارای فرهنگ، زبان و هویت سیاسی متمایز است و در اسناد رسمی خود، استقلال از دانمارک را هدفی بلندمدت اعلام کرده است. تصمیم این جزیره برای عدم عضویت در اتحادیه اروپا نیز نشانهای از تمایل به مسیر متفاوت است.
برای بسیاری از سیاستمداران گرینلندی، آمریکا شریک جذابتری نسبت به اروپا به نظر میرسد؛ بازار نزدیکتر برای صادرات، سرمایهگذاری گستردهتر، گردشگری رو به رشد و مهمتر از همه، تضمین امنیتی قویتر. با این حال، هرگونه تغییر در وضعیت گرینلند بدون احترام کامل به حق تعیین سرنوشت مردم آن میتواند پیامدهای سیاسی خطرناکی به همراه داشته باشد.
هیئت صلح جایگزین سازمان ملل میشود؟
در حالی که پرونده گرینلند موجب نگرانی اروپا شده است است، طرح ترامپ برای تشکیل یک هیئت صلح در غزه، زنگ خطر را برای مدافعان نظم چندجانبهگرایی به صدا درآورده است.
چندجانبهگرایی به معنای مدیریت و حلوفصل مسائل بینالمللی از طریق همکاری و تصمیمگیری جمعی کشورها در چارچوب نهادها و سازوکارهای معتبر بینالمللی است، نه اقدامات یکجانبه یک کشور قدرتمند. در این میان، از نگاه فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، هیئت صلح مدنظر ترامپ نه یک ابزار موقت برای مدیریت بحرانهای غزه، بلکه تلاشی است برای جایگزینی نقش سازمان ملل است.
اعلام مخالفت مکرون با طرح ترامپ
امانوئل مکرون با رد دعوت واشنگتن، صراحتا اعلام کرده که منشور این هیئت با اصول بنیادین سازمان ملل همخوانی ندارد. مواردی چون تمرکز قدرت در دستان رئیس هیئت، داشتن حق وتو و حتی امکان تعیین جانشین، همگی نشانههایی از مدلی است که بیش از آنکه چندجانبه باشد، شخصمحور و متمرکز است
هیئت صلح یا باشگاه قدرت؟
ترامپ همچنین اعلام کرده که کشورها برای حفظ عضویت دائم در این هیئت، بعد از سه سال، موظف به پرداخت یک میلیارد دلار هستند؛ مبلغی که هزینه هنگفتی بهشمار میآید. چنین اظهاراتی موجب شده است تا بسیاری به مشروعیت این نهاد شک کنند. به باور آنها، این نهاد بیشتر شبیه به باشگاهی برای ثروتمندان است تا نهادی واقعی برای ایجاد صلح.
از سویی دعوت از روسیه برای حضور در بحبوحه جنگ اوکراین، به تردیدها درباره نبود معیارهای سیاسی و اخلاقی در طرح ترامپ، دامن زدهاند.
بهگزارش اقتصادنیوز، برخی کشورها مثل کانادا اعلام کردند حاضرند عضو هیئت باشند، ولی این مبلغ را نمیپردازند.
افشای پیام مکرون؛ دیپلماسی در عصر افشاگری
از سوی دیگر انتشار پیام خصوصی امانوئل مکرون توسط ترامپ شاید نمادینترین لحظه این بحران باشد. این پیام نشان میدهد که رهبران غربی پشت درهای بسته، همچنان بهدنبال هماهنگی و گفتوگو هستند، درحالی که در فضای عمومی، اختلافها بیش از هر زمانی آشکارتر هستند.
متن پیام شخصی مکرون به دونالد ترامپ این به شرح زیر است:
«دوست من، ما در مورد سوریه کاملا با هم هماهنگ هستیم. در مورد ایران هم میتوانیم کارهای بزرگی انجام دهیم؛ اما من اصلا نمیفهمم در مورد گرینلند دارید چه کار میکنید! من میتوانم بعد از نشست داووس، یک جلسه G7 برای روز پنجشنبه در پاریس ترتیب دهم.»
چند ساعت بعد دونالد ترامپ به به اشتراکگذاری متن پیام خصوصی رئیسجمهور فرانسه، خبر از تلاش مکرون برای منصرفکردن او از ایده تصرف گرینلند را داد. ترامپ سپس تصویری از خود را درحال اهتزاز پرچم آمریکا در گرینلند منتشر کرد.
غرب در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد
مجموع این تحولات نشان میدهد که غرب در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد. سیاستهای ترامپ میتواند به بازتعریف مسئولیتها، افزایش سهم اروپا در امنیت خود و تقویت موقعیت آمریکا منجر شود؛ اما در عین حال، خطر تضعیف نهادهای بینالمللی، تعمیق شکاف میان متحدان و افزایش بیثباتی جهانی را نیز به همراه دارد.
پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا غرب قادر به ایجاد توازن میان منافع ملی، اتحادهای سنتی و واقعیتهای جدید ژئوپلیتیک است، یا جهان وارد مرحلهای تازه از رقابت و واگرایی خواهد شد؟
ارسال نظر